1. اگر طلبه پس از یک دورة مطالعه انبوه، در حدود عمومی با دین خدا آشنا شده و تصویر نسبتا روشن و هماهنگی از اندیشة اسلامی به دست آورده باشد، پس از انتخاب تخصص لازم است عمدة توان و زمان خود را – حتی در ایام تعطیل – به موضوع تخصص خود اختصاص دهد. تا هم دانش و توان خود را بیافزاید و هم محصولی برای ارائه آماده سازد. اما اگر این آشنایی حاصل نباشد مطالعات عمومی طلبه پس از انتخاب قطعی گرایش تخصصی هم باید ادامه یابد تا پشتوانة محکمی برای موضوعِ تخصصی او قرار گیرد. اما بعد از انتخاب بهنگام و از روی بصیرت، لازم است فعالیتهای علمی، یکباره در کانون آن رشته متمرکز گردد و از هرزدادن نیروی فراوان فکری در شعبههای مختلف پرهیز شود.
2. بلافاصله پس از انتخاب گرایش تخصصی لازم است امکانات نرمافزاری مورد نیاز که به منزله ابزارهای علمی موفقیت در آن رشته محسوب میشود جمعآوری گردد. یعنی اطلاعات گستردهای که یک متخصص مصمم، جدی و توانا از آن حوزة تخصصی نیاز دارد فراهم آید. این اطلاعات از جمله مشتمل بر این موارد خواهد بود: مراکز، شخصیتها، مهمترین منابع و آثار تولید شده نظیر کتابها، مجلات تخصصی، مقالات، سایتها، پایاننامهها، و نیز فضاهای نوین، موضوعات نوپدید، پرسشهای مهم، دانشجویان فعال که تیم همراه آینده خواهند بود و.. . تشکیل یک بانک اطلاعات و اطلس جامع دانشی که مشتمل بر این موارد باشد مقدمهای برای شناخت ظرفیتها و استفادة بیشتر از آنها خواهد بود. همچنین فراهم ساختن نگاههای درجة 2 به آن حوزه که شامل منابع، روشها، غایات، قلمرو، مبانی، دانشهای مجاور و.. . باشد میتواند بصیرت طلبه را نسبت به آن حوزه تخصصی بالا برد.
3. طلبه در تمرکز بر آن رشته خاص باید تمام دانشها و تخصصهای مرتبط را شناسایی کرده و فراگیرد و با زبان تخصصی آن علم نیز آشنا گردد. مثلا محقق اخلاق اسلامی لازم است علاوه بر توان استفاده از منابع دینی، در دانشهای روانشناسی، فلسفة اخلاق، معرفت نفس، انسانشناسی، علوم تربیتی و عرفان عملی نیز تبحر داشته باشد تا بتواند سخن جامع و استواری عرضه کند. همچنین ظرفیتهای موجود در دانشهای دیگر مانند فقه و کلام و اصول و.. . را نیز برای پژوهشهای اخلاقی به کار گیرد. بیشک میان فعالیت علمی و پژوهشی در این عصر و همین فعالیت در 500 سال پیش تفاوتهایی وجود دارد که باید به خوبی شناسایی شود. طلبه نباید از فراوردههای علمی، پژوهشی، ارتباطی و تکنولوژیک امروز و امکان و فرصتی که این ابزارها در اختیار او قرار میدهند محروم و غافل ماند.
4. مهمترین دستاورد چنین تلاش متمرکزی این است که پس از چند سال فعالیت هدفمند و تخصصی، طلبه میتواند در یک زمینة خاص صاحب سخنِ معتبر، پخته و آتشین باشد. یعنی نوعی مرجعیت علمی یا تخصصی در آن رشته به دست آورده و با تسلط بر همة تجارب گذشته و بهرهگیری از تلاش دیگران سخن استوار و جامعی در موضوع خود ارائه دهد و با خلاقیت و نوگرایی کار خود را در آن زمینه توسعه بخشد. (1) تخصص، خواه و ناخواه اعتماد و اتکا میآورد و دیگران را به خضوع و تسلیم فرامیخواند. هرگاه یک متخصص، در زمینة تخصصی خود اظهار نظر میکند، دیگران با آرامش و سکون به سخن او گردن مینهند و البته به همین نسبت زمینه برای عرضة سخنان سست و بیپشتوانه تنگ میگردد.
(1) مثلا مرحوم علامه طباطبایی در فلسفه و تفسیر و عرفان، مرحوم فلسفی در خطابه، آقای رسول جعفریان در تاریخ، استاد قرائتی در کلاسداری و تفسیر قرآن در سطح عمومی، آقای راستگو در مربیگری کودک، آقای فلاح زاده در بیان احکام و آقای ریشهری در علوم حدیث و آقای دشتی در نهج البلاغه چنین الگوهایی هستند. گرچه اگر این تمرکز و تخصص بیشتر میبود برخی از این نمونهها کاملتر میبودند.