حوزه علمیه آشکارا شاهد عزمی نوین برای چارهاندیشی و بهسازی وضعیت موجود است. دیرزمانی است که اندیشمندان و دردآشنایان، به رسالت بزرگ حوزههای علمیه، شرایط تاریخی و جغرافیایی امروز و وضعیت موجود مراکز علوم دینی توجه ویژه نمودهاند و در صدد اصلاح و ترمیم چگونگی موجود و بالندهسازی آن برآمدهاند. این عزم سالها است که شکل گرفته و هر چند یکبار شعلهورتر شده است و اندک اندک و بس آرام به تغییرات و تحولاتی در بافتار درونی حوزه انجامیده است. به یقین سرعت این تغییر و تحولها در دهة اخیر پس از تغییر الگوی مدیریت حوزه ـ که به پیشنهاد رهبر معظم انقلاب درسال 74 صورت گرفت ـ رو به تزاید گذاشت و موجب پیدایش برکات فراون تازهای گشت. اما در مقایسه با شتاب فزایندة تحولات اجتماعی و پیچیدگی شبکة روابط انسانی، آنچه در حوزه صورت گرفته، نسبت به بایستهها و مطلوبها در حد عُشری از اعشار است.
این عزم نوین را همین جا ارج مینهیم و قدر میشناسیم و امید آن داریم که علیرغم برخی کاستیها و کندیهای مشهود این تلاشها و پویهها بیثمر نماند و با اخلاص و مجاهدت و استقامت و پیش از آن با تدبیر و حزم و خِرَد بهرههای شایستهای به کف آید.
شواهد موجود نشان از آن دارد که مسئولان محترم حوزه از شورای عالی، جامعة محترم مدرسین و مدیریت حوزة علمیة قم در صدد طراحی یک نظام هماهنگ پیشرو در جهت بالندگی حوزه قرار گرفته و این بار به پیشنهادهایی که روابط آن با سایر طرحها و پیشنهادها در سایر ابعاد و موضوعات به خوبی روشن نشده، قناعت نمیورزند. این بار رشد و بالندگی صنفی طلاب و حوزههای علمیه به صورتی جامع مد نظر قرار گرفته و آموزش و پژوهش و مدیریت و تبلیغ در کنار تربیت معنوی و اخلاقی در حوزه با هم توجه شده است.
گویا پرگویی و پرنویسی و ارائة یک طومار مفصل از طرحها و پیشنهادها بیش از آنکه فایدهای رساند مانع و حجابی خواهد بود از درک رتبة اهمیت آنچه اساسی و حیاتی است. طول و تفصیلِ نوشته، حوصلة خواننده را سر میبرد و او را به تندخوانی و کندفهمی میراند و در تأثیرگذاری و اقدام، موفقیتی به دست نمیدهد. لذا در این نوشته به جای پرداختن به جزئیات و ارائة دهها راه حل و راهکار و پروژه و پیشنهاد، به یک دو نکتة اساسی و راهبردی اکتفا میشود تا با برجستهسازی این نکات از بی مهری به آن همه جلوگیری شود.
حوزه محل تأمین مهمترین و کارآمدترین منابع انسانی نهضت بزرگ تمدنسازی اسلامی است. حوزه کانون پرورش ارزشمندترین سربازان لشکر مهدی و پرنفوذترین کارگزاران دولت مهدوی (عج) است.
طلبهای که در حوزه ثبت نام میکند در دالانی قرار میگیرد که پس از عبور از آن باید به پدیدة تابناک پرتوانی تبدیل شود که عُرضه انجام کارهای ویژه و امانت آن را واجد باشد. ان خیر من استأجرت القوی الامین(1)
حوزه نباید تنها به فکر نیاز اخلاقی و معنوی طلبه باشد و غایت خود را آدم ساختن طلبه (به معنای خاص اخلاقی) قرار دهد، حوزه باید به صدد آدم ساز ساختن طلبه باشد. یعنی آدمِ این کار را بسازد. آدمِ واجد مهارتهای مختلف که به کار تقویت دین خدا بیاید و در جریان فهم و تبیین و تبلیع و تحقق دین خدا و دفاع از شریعت بتواند تأثیرگذار باشد. هدف از به حوزه آمدن نیز نباید تنها به آدم شدن (یعنی خودسازی معنوی و اخلاقی) منحصر شود. تربیت معنوی و اخلاقی وظیفة هر انسانی است، چه طلبه باشد و چه طلبه نباشد، که آدمی پیش از آنکه طلبه گردد انسان است و وظایف انسانی بر دوش دارد.
با توجه به این ویژگی مهم حوزه (کانون تأمین منابع انسانی) و با توجه به محدودیت منابع و امکاناتِ در اختیارِ، لازم است در هزینة این امکانات و فرصتها کمال دقت ملاحظه شود تا با صرف کمترینها، بیشترین بازده حاصل آید.
شاید لازم نباشد برای این منظور طول و عرض و ارتفاع ساختار حوزه گسترش یابد و مسئولان امر، دست به کار تأسیس نهادهای جدید گردند. حتی شاید لازم نباشد در ابتدای امر، در قانون حاکم بر این ساختار تغییری رخ دهد؛ حسن اجرای قوانین موجود در همین شرایط فعلی قابلیت بالا بردن بازده فعالیتها را دارد. یعنی اگر مسئولی، بدون ادعای اصلاح و سر و صدای تغییر، قصد بهبود وضع موجود را داشته باشد میتواند از ظرفیتهای ساختار، فرهنگ و قوانین موجودِ حوزه، بهرهای فراوان گیرد و بر بالندگی آن بیفزاید. با این توجه به موضوع پذیرش و جذب و گزینش طلاب در حوزه میپردازیم.
پذیرش و گزینش طلاب دروازه ورود منابع انسانی به خانوادة حوزوی است و زایش نیروهای جدید بر آن استوار است. اگر این دروازه به روی همگان باز باشد یا دقت کافی در ورود میهمانان تازه اعمال نگردد مشکلات فراوانی پیش رو خواهد بود و سرمایة گزافی به هدر خواهد رفت. بدون شک باید پاسبانانی آزموده و کارآمد از این دروازة خطیر محافظت نمایند و کنترل دقیق ورودیهای حوزه را به دست گیرند.
سرمایه اندکی که دراختیار اهداف امام عصر (ع) قرار گرفته، نباید صرف هر کس و ناکس شود و دروازة پذیرش و گزینش، نقطة عطف انتخاب این هزینه است. گمان میشود اگر اهمیت این نقطة استراتژیک بر مسئولان آن روشن شود در ارتقای کیفیت آن کوششی فراگیر ایجاد خواهد شد.
در این گردنه استراتژیک نباید رویکرد گلهای و فلهای داشت و با مسامحه و ان شاء الله برگزار کرد. هیچ نیازی هم نیست که کمیت طلاب، مد نظر قرار گیرد. چه اشکال دارد که در یک سال تحصیلی از چند هزار متقاضی ورود به حوزه تنها 30 نفر انتخاب شوند؛ یکی مرد جنگی به از صد هزار، و قلة العیال احد الیسارین(2)
طلبه پیش از ورود به حوزه هیچ حقی به گردن سازمان روحانیت ندارد و پاسخ نفی شنیدن برای او چندان گران نیست و مفسدهای پی نمیآورد. بنا هم بر این نیست که هر کس شیدای ورود به حوزه است این توفیق را به دست آورد. محدودیت فرصتها و امکانات حوزه این سخاوتمندی را اجازه نمیدهد و انتخاب را ضروری میسازد.
برای اقدام به هر کار شرایط اولیهای نیاز است. قصاب برای قصاب شدن بازوی قوی و گردن کلفت نیاز دارد. طلبه هم برای طلبه شدن علاوه بر عشق و علاقة اولیه و سلامت و صفای روحی که نوع جوانان مشتاق بلاتردید واجد آن هستند، استعداد فعالیت علمی ـ پژوهشی و حوصلة کار توانفرسای تحصیل را نیاز دارد. ضریب هوشی بالا به علاوة سابقة تلاش و فعالیت و موفقیت نسبی در دورة پیش از طلبگی باید قطعا احراز شود و بدون تعارف و مسامحه، و با اعمال دقت متناسب با دستگاه امام زمان (عج) نخبهگزینی گردد.
پس از این اگر با سوء اختیار مسوولان و پاسدارانِ این گردنة مهم، کسی بدون اهلیت لازم وارد مجموعه شود اختیار پالایش او هزینة گزافی میطلبد. رویکرد گلهای و فلهای به سلب اختیار ما میانجامد. چرا با سوء اختیار خود از خود سلب اختیار کنیم و با سهلگیری و بیتوجهی خود را گرفتار آوریم؟ آن سلب اختیار که پس از این بیتوجهی پدید میآید هرگز رافع تکلیف نیست که الامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار.
بنابراین اگر فرض کنیم با همین ساختار تشکیلات و قوانین موجود قصد بهسازی وضعیت پذیرش طلاب باشد دو کار اساسی ضرورت دارد.
1. القای اهمیت فراوان این گردنة استراتژیک به مجریان و کارگزاران پذیرش
2. محدود کردن دایرة انتخاب و پرهیز از استقبال عمومی (پایین آوردن نرخ طلاب پذیرش شده و ورودیهای هرسال)
اگر به مسوولان پذیرش گفته شود از میان چند هزار متقاضی تنها 100 نفر را انتخاب کنید خود به خود در امر انتخاب دقت بیشتری خواهد شد.
البته و صد البته توافق بر سر تعریف طلبه و نقش او در اجتماعِ آینده، ملاکهای گزینش را روشنتر خواهد کرد. هر جوانِ کم روی به ظاهر مؤدبی که گردن تواضع کج کند و با وقار و متانت راه رود صلاحیت ورود به حوزه را ندارد. هر جوان آماده برای رشد معنوی و تعالی روحی را نباید مجوز طلبگی داد. اشتباه ما آن است که طلبگی را به رشد و تعالی معنوی معنا میکنیم، آنگاه شرط لازم برای ورود به حوزه را آمادگی تربیت روحی میدانیم. تربیت معنوی یکی از اجزای (و البته از اجزای بسیار مهم) شخصیت جامع طلبه کارآمد است و هرگز برای تربیت یک نیروی مؤثر حوزوی کافی نیست.
بیمناسبت نیست همین جا این پیشنهاد را هم عرضه کنیم که ترسیم سیمای ایده آل طلبه و ارائة یک تعریف کامل از طلبة موفق و آرمانی یک ضرورت برای طلاب و مسوولان حوزه است. آیا طلبة موفق طلبهای است که دروس حوزه را با سرعت مناسب به خوبی بخواند و از صفای باطن و تقوای لازم برخوردارد باشد؟ این تلقی عمومی میان طلاب و اساتید و مسوولان است که به نظر سخت ناقص و ناکارآمد است. اگر پروژهای در راه ترسیم سیمای آرمانی طلبة موفق آغاز گردد و چیزی شبیه منشور تربیتی نسل جوان (که توسط سازمان ملی جوانان تهیه شده البته با بهرهگیری از تجربة آنها و بدون نقایص و ایرادات آن) تهیه شود نظام تربیت طلبه سامان خواهد گرفت و خدمتی بس بزرگ به طلبه برای یافتن منطق برنامهریزی شخصی خواهد بود و خدمتی بزرگتر به سازمان حوزه، برای حسن اجرای وظایف محوله. این پروژه ملاکهای پذیرش را نیز روشنتر خواهد کرد. پذیرش به واقع باید سرمایهگذاری ویژه برای نخبهگزینی و نخبهپروری تلقی شود. اگر در امر پذیرش طلاب به کیفیت بها دهیم نه به کمیت موضوع پارهای از مشکلات آینده حوزه مرتفع خواهد شد.
یک دسته گل دماغ پرور از خرمن صد گیاه برتر
ناکارآمدی بخش پذیرش و گزینش به تولد نوزادهای معلول و عقب مانده در حوزه میانجامد که هر چه بزرگتر شوند دردسرسازتر و سربارتراند و مصرف کنندههای بی حاصلِ سرمایههای حوزه که حوزة حاصلخیز را به زمین بایر بدل میسازند. در مقابل، کارآمدی بخش پذیرش موجب تولد استعدادهای درخشان و فرزانگان بیبدیلی است که هر چه بزرگتر شوند امید پرتوافشانی و ثمربخشی آنان بیشتر میشود.
مسئله دیگر که در این قسمت به آن توجه نشده موضوع جذب است. حوزههای علمیه علاوه بر پذیرش باید جذب داشته باشند. پذیرش یعنی جوانی که خود طالب و متقاضی ورود به سرزمین باشکوه طلبگی است برای این موضوع ارزیابی و پذیرفته شود. ولی جذب، یک اقدام فعال است که مستقیما از سوی حوزه انجام میگیرد و هدف آن جهتبخشی به ارادة جوانان شایسته و احیانا تغییر تصمیم آنها به سوی انتخاب راه طلبگی است.
اقدام به این مسئله متقاضیان ورود را افزایش میدهد و کار گزینش را سختتر میکند اما در نهایت با قراردادن فیلترهای قوی برای ورود به حوزه بازده پذیرش بالاتر خواهد رفت. به امید روزی که بهترین جوانان این مرز و بوم به سمت بهترین خدمات اجتماعی که همان انجام وظایف پیامبران الهی است رو کنند و حوزة امام زمان (عج) کانون اجتماع برترین، کارآمدترین و مؤثرترین نیروهای اسلام باشد.