علاوه بر این سه مهارت اصلی، توانمندیهای فرعی دیگری وجود دارد
که به طلبگی اختصاص ندارد، ولی در زندگی عمومی او به کار میآید؛ تواناییهایی چون
خوشنویسی، طراحی، رانندگی، انواع ورزشها، توانمندهای نظامی، اطلاعات عمومی غیر
مرتبط با حوزه دین و.. . .
این مهارتها در هویت صنفی طلبه تأثیر چندانی ندارد؛ یعنی
میتوان عالمی ربانی و کارآمد تصور کرد که از این تواناییها بیبهره باشد. این
توانمندیها را به دو دسته تقسیم میکنیم.
دسته اول گروهی که با صرف زمان اندک، میتوان بر آن تسلط یافت و
بهرة فراوانی از آن دریافت؛ مثل رانندگی، تایپ (حروف چینی و ماشین نویسی)،
مهارتهای عمومی امداد و کمکهای اولیه؛ این دسته مهارتها تجهیزات ارزندهای هستند
که با صرف زحمت و مؤونة اندک، فایده و معونت فراوانی میدهند و به حکم عقل، پیگیری
و تحصیل آنها مقرون به صرفه است.
دسته دوم مهارتهایی است که برای کسب آنها به زمان طولانی و
توان بسیار نیاز است. علوم غیرحوزوی مانند پزشکی، مهندسی و تخصصهای مربوط به سایر
مشاغل، همچون آهنگری و نجاری و.. . از این دستهاند. پیجویی این مهارتها وظیفة
طلبه نیست، بلکه با ایجاد مشغولیت مزاحم، نرخ کارآمدی او را در هویت صنفیاش پایین
میآورد، به همین جهت مانع انجام وظیفه محسوب میشود.