زمان و شرايط پوشيدن لباس

 

پس از آن كه با كاركرد ويژه و اهميت نقش اين لباس در جامعه آشنا شديم لازم است دربارة زمان و شرايط پوشيدن اين لباس نيز سخن گفته شود.

سال‏ها پيش از انقلاب، در برخى نقاط كشور، برداشت عمومى بر اين بود كه اين لباس، لباس «محصلان علوم دينى» است. از اين رو طلبه با آغاز دروس حوزه و از بدو ورود، لباس روحانيت به تن مى‏كرد. امروزه با گسترش نقش حوزه‏هاى علميه، اين لباس، لباس «دانش‏آموختگان و تربيت‏شدگان حوزه» است و سطح انتظار عمومى از صاحبان آن بسيار بالا رفته‏است. به همين جهت طلبه بايد شايستگى‏هايى را قبل از پوشيدن اين لباس كسب كرده باشد تا هم در انجام وظايف روحانيت موفق باشد و هم بى‏كفايتى و ناشايستگى او به حيثيت حوزه‏هاى علوم دينى آسيب نرساند.

طلبة ناآگاه يا رشدنايافته بيش از دشمنان آگاه توطئه‏گر در تضعيف نهاد روحانيت و بر باد رفتن اعتبار حوزه تأثير دارد. مشاهدة چنين شخصيتى در اين لباس به اين جا مى‏انجامد كه هر باور نادرست، خُلق نكوهيده يا كار ناپسندى نه به حساب شخص كه به پاى دين نوشته مى‏شود و به اين ترتيب معناى نمادين لباس تحريف و تداعى معانى آن منحرف مى‏شود.

امام صادق‏عليه السلام به يكى از ياران نزديك خود فرمودند: الحسن من كل احد حسن و منك احسن، لمكانك منّا و القبيح من كل احد قبيح و منك اقبح، مكانك منّ(1) كار خوب، از هر كس خوب است. اما از تو خوب‏تر است به جهت نسبتى كه با ما دارى. كار بد، از هر كس بد است و از تو بدتر به جهت نسبتى كه با ما دارى.

از آنجا كه طلبه با اين لباس به دين، وحى، نبوت و عصمت پيوند مى‏يابد طلاب جوان وظيفه دارند از ملبس شدن، پيش از كسب نصاب شرايط علمى و عملى پرهيز نمايند، مسئولان حوزه هم بايد بر اين امر نظارت جدى داشته باشند. شهيد مطهرى سال‏ها پيش در اين باره فرمودند:

«يكى از نواقص دستگاه روحانيت آزادى بى‏حد و حصر لباس روحانيت است. تدريجاً روحانيين از لحاظ لباس، با ديگران متفاوت شده‏اند و لباس مخصوص پيدا كرده‏اند همچنانكه سپاهيان و نظاميان و برخى اصناف ديگر نيز لباس مخصوص دارند. در تشكيلات روحانى - بر خلاف ساير تشكيلات - هر كسى بدون مانع و رادع مى‏تواند از لباس مخصوص آن استفاده كند. بسيار ديده مى‏شود كه افرادى كه نه علم دارند و نه ايمان، به منظور استفاده از مزاياى اين لباس به اين صورت درمى‏آيند و موجب آبروريزى مى‏گردند.«(2)

 


 

(1) بحارالانوار 50 /349 /47 و شرح نهج‏البلاغه ابن‏ابى‏الحديد 205 /18.

(2) مجموعه گفتارها، ص 144.