8. لباس شهرت و خلاف عرف

 

      آيا لباس روحانيت لباس شهرت و خلاف عرف جامعه نيست؟ آيا روحانى با اين لباس در ميان مردم انگشت‏نما نمى‏شود.

پيروى از شيوه‏هاى متعارف و مخالفت نكردن با رويه و روند معمول ميان مردم و خود را متفاوت از ديگران نشان ندادن، در شرايط عادى توصيه شده‏است. البته در صورتى كه يك سنّت متعارف يا روش معمول مغاير با حكم خدا يا يك حقيقت باشد و يا مصلحت مهم‏ترى در مخالفت آن وجود داشته باشد، انسان موظف است هم خودش خلاف آن عمل كند و هم ديگران را با قول و عمل خود آگاهى بخشد.(1)

و كذلك ما ارسلنا من قبلك فى قرية من نذير الا قال مترفوها انّا وجدنا آباءنا على امه و انا على آثارهم مقتدون قال اولو جئتكم باهدى مما وجدتم عليه آباءكم؛(2)

و ما در هيچ جامعه‏اى پيش از تو پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آيينى و راهى يافته‏ايم و از پى آنها راه مى‏سپاريم. گفت هر چند هدايت‏كننده‏تر از آنچه پدران خود را بر آن يافته‏ايد براى شما بياورم؟

در اين آيه خداى متعال پيروى كوركورانه از آيين پدران را كه اعتقاد به باطل و هلاكت ابدى است محكوم كرده‏است.

از باب مثال اگر در جامعه‏اى نماز خواندن، حفظ پوشش شرعى يا تقيد به احكام خدا، عقب‏ماندگى و بى‏فرهنگى تلقى گردد، انسان نبايد تنها به خاطر نظر ديگران دست از باورهاى درست خود بردارد بلكه بايد با قدرت و استقامت در مسير حق استوار بماند.

و نيز پاره‏اى از سخت‏گيرى‏ها و آداب سنگين در مسئلة ازدواج گرچه با حكم خدا مخالفتى ندارد اما مقابله و جلوگيرى از آن كه به تسهيل ازدواج جوانان و رفع زمينة گناه در اجتماع مى‏انجامد داراى مصلحت بيشترى است.

به بيان ديگر «عرف جامعه» و «هنجار عمومى» موضوع مستقلى براى مخالفت نيست و مخالفت با آن هميشه ارزش نمى‏باشد. موضوع مستقلى براى تبعيت هم نيست كه لازم باشد هميشه به دنبال آن حركت شود. اما شخصيت انسان نبايد در نظر مردم، يك شخصيت ناهنجار، منفرد، لجباز، بى‏منطق و هميشه متفاوت باشد. بنابراين تا آنجا كه واجب يا مصلحت اهمى اقتضا نكند شايسته است انسان از رويه متعارف و هنجارهاى عمومى پيروى نمايد.

با حفظ اين مقدمه: اين لباس نظير لباس نظاميان، پرستاران، كارگران و ورزشكاران يك نماد كاملاً شناخته شده و موجه براى يك گروه اجتماعى است. گروهى كه وجود آن در جامعه ضرورى و جايگاه و رسالت آن بسيار پراهميت است. مشاهدة اين لباس، براى كسى كه با صنف روحانيت آشنا باشد نه موجب شگفتى و نه مجوزى براى تمسخر و هتك حرمت است و كسى كه با اين صنف آشنايى ندارد، بايد به مرور آگاهى خود را افزايش دهد. بنابراين اين لباس، خلاف عرف نيست بلكه لباس يك «عرف خاص اجتماعى» است و به جهت مصالح فراوانى كه بر آن مترتب است بايد حفظ شود.

بله اگر كسى لباس پاره، چرك، آشفته يا وارونه بر تن كند يا رنگ سرخ و زرد را براى عمامه و عبا و كفش انتخاب نمايد لباس شهرت پوشيده و شگفتى و نفرت و تمسخر مردم را برانگيخته‏است و نيز اگر پارچه لباس، فوق‏العاده گرانقيمت و نفيس باشد به حدى كه از انواع متعارف ميان مردم، فاصلة زيادى داشته باشد و در نگاه اول چشم‏ها را خيره كند، پوشيدن آن عنوان «لباس شهرت» دارد و ممنوع است. اما لباس ويژة هر يك از اصناف در بين مردم، غريب و غيرعادى نيست همانگونه كه لباس‏هاى انتخابى عمومى اقشار مردم نيز در نوع و طرح و جنس و رنگ با هم متفاوت است اما همة آنها لباس متعارف محسوب مى‏شود.

 


 

(1) رك: جواهر الكلام 305 / 13.

(2) زخرف 23 :43 و 24 و نيز مائده 104 :5.