پوشيدن اين لباس موجب محدوديت مىشود، بلندى لباس دست و پاگير است و حركت انسان را كند مىكند، در سرما و گرما هم مشكلساز است.
اولاً اين مقدار زحمت و محدوديتى كه براى اين لباس فرض شده در مقابل آن همه فوايدى كه در صفحات گذشته بيان گشت بسيار ناچيز است. براى رسيدن به آن بهرهها اين مقدار هزينه را بايد با جان و دل پرداخت. سزاوار نيست آسايش خود را به عنوان ملاك اصلى انتخابها و عملها در نظر بگيريم؛ زيرا دفاع از جبهة حق با راحتطلبى و تنآسايى امكانپذير نيست. و بايد بدانيم خداى شكور (قدرشناس) به تناسب رنج و تلاشى كه ما در راه حمايت از دين او متحمل مىشويم به ما پاداش مىدهد ولينصرن اللَّه من ينصره.(1)
ثانياً طبيعت انسان به گونهاى است كه با گذشت زمان به شرايط سخت خو مىگيرد و دشوارى شرايط بر اثر عادت قابل تحمل بلكه نامحسوس مىشود. تا پيش از نهضت رنسانس و حتى تا مدتها پس از آن تقريباً همة اقوام و ملل، لباس بلند مىپوشيدند و هيچ كس هم احساس محدوديت و خفگى نمىكرد. موزههاى لباس در كشورهاى اروپايى شاهد اين مدعا است.(2) بانوان مسلمان، قرنها است در محيط اجتماع، چادر به سر مىكنند و به راحتى حضور اسلامى خود را ادامه مىدهند و بر خلاف تصور برخى احساس زحمت نمىكنند بلكه تصور نداشتن چادر پيش چشم نامحرم لرزه بر اندامشان مىاندازد. اكنون نيز هزاران روحانى اين لباس مقدس را به تن دارند و همة فعاليتهاى اجتماعى خود را بدون احساس تنگنا انجام مىدهند. پس نبايد گمان كرد سختى اولية يك عمل تا ابد باقى مىماند.
نمونههاى ديگرى از محدوديت نيز وجود دارد كه بيشتر موجب مصونيت طلبه مىشود. طلبه در انجام هر كارى آزاد نيست و نسبت به ساير مردم محدوديت رفتارى دارد و اين به جهت شأن طلبه، مناسبت او با دين و ديدگاه تودة مردم نسبت به اوست كه رفتار او را جهت شرعى مىشمارند.
طلبه در به كار بردن واژهها، سخن گفتن يا سكوت كردن، شركت يا غيبت در مجالس، نوع نشستن، برخاستن، راه رفتن، نگاه كردن، خنديدن، شوخى كردن، خشم، خريد كردن، حضور در فضاى خاص و عملكرد خود بسيار بايد دقيق باشد و به تبعات اين رفتارها توجه ويژه كند. بازتاب نهايى عملكرد طلبه چه بسا موجب «پيدايش سنت يا بدعتى» در اجتماع شود كه مسئوليت آن مستقيماً بر عهدة طلبه است. در اين زمينه در آينده سخنى خواهيم داشت.