5. محدوديت

 

      پوشيدن اين لباس موجب محدوديت مى‏شود، بلندى لباس دست و پاگير است و حركت انسان را كند مى‏كند، در سرما و گرما هم مشكل‏ساز است.

اولاً اين مقدار زحمت و محدوديتى كه براى اين لباس فرض شده در مقابل آن همه فوايدى كه در صفحات گذشته بيان گشت بسيار ناچيز است. براى رسيدن به آن بهره‏ها اين مقدار هزينه را بايد با جان و دل پرداخت. سزاوار نيست آسايش خود را به عنوان ملاك اصلى انتخاب‏ها و عمل‏ها در نظر بگيريم؛ زيرا دفاع از جبهة حق با راحت‏طلبى و تن‏آسايى امكان‏پذير نيست. و بايد بدانيم خداى شكور (قدرشناس) به تناسب رنج و تلاشى كه ما در راه حمايت از دين او متحمل مى‏شويم به ما پاداش مى‏دهد ولينصرن اللَّه من ينصره.(1)

ثانياً طبيعت انسان به گونه‏اى است كه با گذشت زمان به شرايط سخت خو مى‏گيرد و دشوارى شرايط بر اثر عادت قابل تحمل بلكه نامحسوس مى‏شود. تا پيش از نهضت رنسانس و حتى تا مدت‏ها پس از آن تقريباً همة اقوام و ملل، لباس بلند مى‏پوشيدند و هيچ كس هم احساس محدوديت و خفگى نمى‏كرد. موزه‏هاى لباس در كشورهاى اروپايى شاهد اين مدعا است.(2) بانوان مسلمان، قرن‏ها است در محيط اجتماع، چادر به سر مى‏كنند و به راحتى حضور اسلامى خود را ادامه مى‏دهند و بر خلاف تصور برخى احساس زحمت نمى‏كنند بلكه تصور نداشتن چادر پيش چشم نامحرم لرزه بر اندامشان مى‏اندازد. اكنون نيز هزاران روحانى اين لباس مقدس را به تن دارند و همة فعاليت‏هاى اجتماعى خود را بدون احساس تنگنا انجام مى‏دهند. پس نبايد گمان كرد سختى اولية يك عمل تا ابد باقى مى‏ماند.

نمونه‏هاى ديگرى از محدوديت نيز وجود دارد كه بيشتر موجب مصونيت طلبه مى‏شود. طلبه در انجام هر كارى آزاد نيست و نسبت به ساير مردم محدوديت رفتارى دارد و اين به جهت شأن طلبه، مناسبت او با دين و ديدگاه تودة مردم نسبت به اوست كه رفتار او را جهت شرعى مى‏شمارند.

طلبه در به كار بردن واژه‏ها، سخن گفتن يا سكوت كردن، شركت يا غيبت در مجالس، نوع نشستن، برخاستن، راه رفتن، نگاه كردن، خنديدن، شوخى كردن، خشم، خريد كردن، حضور در فضاى خاص و عملكرد خود بسيار بايد دقيق باشد و به تبعات اين رفتارها توجه ويژه كند. بازتاب نهايى عملكرد طلبه چه بسا موجب «پيدايش سنت يا بدعتى» در اجتماع شود كه مسئوليت آن مستقيماً بر عهدة طلبه است. در اين زمينه در آينده سخنى خواهيم داشت.


 

(1) حج، 40/22.

(2) فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 10.