طلبه مصون از اشتباه نيست و نمىتوان تضمين كامل ارائه داد كه حرمت لباس را نگاه دارد. مسئوليت سنگين اين لباس واهمة شديدى در دلها ايجاد مىكند. بنابراين پوشيدن لباس روحانيت جز براى افراد انگشتشمارى كه به شايستگى خود اعتماد كامل دارند قابل توصيه نيست.
ناگفته روشن است كه پوشيدن لباس روحانيت مشروط به شرايط و متوقف بر طى مراحلى از علم و عمل است و نيز بدون شك طلبه پيش از ملبس شدن بايد به احراز آن شايستگىها يقين يا اطمينان داشته باشد اما اولاً اين شايستگىها اكتسابى است و طلبه به حكم وظيفة صنفى خود بايد براى كسب آنها اقدام كند نه آنكه منتظر پيدايش معجزهآساى آن در وجود خود باشد. ثانياً يقين به شايستگىها به معنى ايمنى از اشتباه تا پايان عمر نيست بلكه همين مقدار كه شايستگى فعلى خود را تشخيص دهد و عزم بر استمرار آن در آينده داشته باشد كافى است. قطعاً هدايت مستمر پروردگار براى پيمودن راه راست و استقامت بر جادة حق لازم است و انسان هيچگاه نبايد از تسويلات نفس اماره و مكر شيطان ايمن باشد. ولى بايد دانست اين نگاه كه اطمينان كافى كسب بكنيم و بعد اقدام كنيم نشان از نوعى وسواس عملى دارد. يقيناً ما در هيچ تصميمگيرى اطمينان كامل به آينده به دست نمىآوريم نه از خود و نه از ديگران و نه از محيط و شرايط نمىتوان آسوده خاطر بود و ضمانت صددرصد براى تحصيل نتيجه صادر كرد. بسيارى از عوامل از اختيار ما خارج است. ما در حيطة اختيار خود وظيفه داريم و نبايد اين احتمالات مانع از اقدام و حركت ما شود. وظيفة ما اين است كه عواملاختيارى را تا حدود متعارف مرتب سازيم و با اميد به رحمت الهى و تفويض امر به او كار را آغاز كنيم. در موضوع مورد بحث نيز آنچه تحت اختيار ما و مسئوليت ما است تحصيل شرايط و عزم بر استمرار آن است و پس از آن اميد به هدايت الهى و رحمت او به بيان ديگر ما همانگونه كه احتمال اشتباه خود را در آينده روا مىدانيم گمان به خدمت و تأثير خود نيز داريم چگونه آن احتمال منشأ تصميم ما باشد ولى اين اطمينان اثرى نبخشد؟