دانش آموختگان علوم دينى پس از چند سال تحصيل در حوزه و يك دوره آشنايى با فقه اسلامى، غالباً در پوششى ويژه و متفاوت از ساير مردم به لباس روحانيت در مىآيند. اين لباس به رغم پيشينة طولانى، هنوز در معرض پرسشهاى فراوانى قرار دارد.
كاوش براى يافتن پاسخ اين نگرانىها، براى طلاب نوعى تأمل در سبك و سيرة زندگى است و قطعاً از تلاش براى رازگشايى از عبارات دشوار برخى از متون كم بهاتر نيست. به علاوه، تراكم اين نگرانىها در جان انسان، به مرور ايمان و اعتقاد قلبى او را به راهى كه مىرود و كارى كه مىكند مىفرسايد و ارمغانى جز تزلزل شخصيت و آشفتگى خاطر ندارد. اين بررسىها براى فرد فرد طلاب ضرورت شخصى و براى جامعة اسلامى در شرايط امروز ضرورت اجتماعى دارد. روحانيت شيعه كه امروز از داخل و خارج در معرض هجوم انواع شبهات و انتقادات قرار گرفتهاست بايد در فاصلة زمانى كوتاهى فلسفة پيدايش، سرّ حضور، رسالت نهايى، كيفيت عمل و منطق خود را براى عموم تبيين كند و تودة انبوه نگرانىها را با بحث نظرى يا اقدام عملى حل و رفع نمايد.
اين مختصر بدون آنكه ادعاى پاسخ به همة سئوالات مربوط به لباس روحانيت را داشته باشد باب گفتوگو در اين موضوع را در قدم نخست گشودهاست و از همة انديشوران و طلاب گرامى استدعا دارد با ارائة نظرات تكميلى يا اصلاحى خود بر غناى محتواى بحث بيفزايند. مقالة نماد در اين نوشتار بحث مستقلى پيرامون نشانههاست و به عنوان مقدمهاى بر مبحث لباس روحانيت به شمار مىرود. اميد آنكه اين ناچيز در ساية توجه ويژة امام دوازدهم(عج) مقبول درگاه ايزدى قرار گيرد.