1. اعلام آمادگى براى خدمات اجتماعى

 

اين لباس كه لباس عالمان دين است براى ابلاغ پيام دين، دفاع از وحى و ايفاى وظيفة سترگ تعليم و تربيت زمينة ارتباطى هموارى پديد مى‏آورد كه در آن انتقال پيام، به سهولت امكان‏پذير است. اين لباس، معرفى خاموش روحانى است كه در انجام وظايف خود بايد توان خود را عرضه و حضور خود را ابراز نمايد. پزشك، پليس و رانندة تاكسى هر كدام با استفاده از نماد ويژه‏اى هويت صنفى و نوع خدمات اجتماعى خود را اعلام مى‏كنند. روحانيت نيز با اين لباس هويّت و حضور خود را ابراز مى‏دارد و آمادگى خويش را براى خدمات صنفى خاصّى اعلام مى‏كند. پيامبران خدا نيز در آغاز رسالت خويش ناگزير از معرفى جايگاه و اعلام هويت خود بوده‏اند.

قل يا ايها الناس انّى رسول الله اليكم جميعاً؛(1)

ابلغكم رسالات ربّى و انالكم ناصح امين؛(2)

انى لكم رسول امين (از قول نوح و هود و صالح و لوط و شعيب(؛(3)

انّى حفيظ عليم؛(4)

امروزه اين مهم بر عهدة نمادها است.

آيا اين اعلام حضور خود نمايى و امتياز خواهى نيست؟ به خوبى روشن است كه اين اعلام هويّت، مصداق تظاهر و خودنمايى مذموم نيست. خودنمايى آن هنگام مذموم است كه موضوعيّت يافته و به هدف جلب توجه، فخرفروشى يا اثبات بزرگى خود يا تحقير ديگران صورت پذيرد اما اگر به هدف نماياندن توانايى خود و اعلام آمادگى براى انجام وظيفه باشد يك ضرورت اجتماعى به شمار مى‏رود. در اين صورت آنچه اصالت و اهميت دارد، انجام وظيفه است و اين نماياندن مقدمة آن است. پزشك با معالجة بيمار، آهنگر با ساختن در و پنجره و عالم دين با بيان و قلم، قابليت‏هاى خود را اثبات مى‏كنند و خود را در معرض مراجعة ديگران قرار مى‏دهند. به يقين اگر اين سه در باطن خويش به دنبال كسب شهرت و محبوبيت و اعتبار باشند، در فرهنگ اخلاقى اسلام محكوم و از رشد و تعالى معنوى محروم مى‏گردند؛ اما اگر به دنبال ايفاى نقش اجتماعى و انجام وظيفه باشند، هر سه مأجور و محترمند. نظير رانندة تاكسى كه با رنگ مشخص اتومبيل خود هيچگاه در صدد فخرفروشى و خودنمايى نيست.

اگر پيامبران به بهانة پرهيز از تظاهر پيام خدا را منتقل نمى‏كردند، عالمان دين نيز در گوشة انزوا خاموش مى‏نشستند، نه مى‏گفتند و نه مى‏نوشتند و نه در مقابل انديشه‏هاى باطل برمى‏آشفتند و از نماياندن توان علمى دين و بهرة خود طفره مى‏رفتند، امروز چه مقدار از ارزش‏ها و اصالت‏ها به ما منتقل مى‏شد؟

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله: اذا ظَهَرت البِدَعُ فى اُمّتى فَليُظهِر العالمُ عِلمَه فَمَن لَم يَفعَل فَعَليهِ لَعنة اللَّه؛

هنگامى كه بدعت در امت من آشكار شد عالم بايد علم خود را آشكار نمايد و هر كس چنين نكند لعنت خدا بر او باد!(5)

امام صادق(ع) خطاب به شاگرد نوجوان خود هشام بن حكم كه در فن مناظره بسيار نيرومند بود، فرمودند: «داستان بحث عقيدتى خود را با آن دانشمند بزرگ مخالف در ميان جمع بيان كن و بگو چگونه او را شكست دادى.» او گفت:

يَابنَ رَسولِ اللَّه اِنّى اُجِلُّكَ وَ أَستَحييكَ وَ لا يَعملُ لِسانى بَينَ يَدَيْكَ.

جلالت شما مرا مى‏گيرد و خجالت مى‏كشم زبان من نزد شما كار نمى‏كند.

حضرت فرمودند: اذا أمرتكم بشى‏ء فافعلوا.

هرگاه شما را به چيزى فرمان دهم انجام دهيد (و عذر نياوريد).

آنگاه هشام جريان مباحثه خود را مفصل بيان مى‏كند و توان خود را به امر امام‏عليه السلام مى‏نماياند و امام با تبسّم و تشويق او را بدرقه مى‏نمايند.(6)

پس عنوان «خودنمايى» هميشه مذموم نيست بلكه گاهى عبادت و گاهى هم واجب است. چنانچه كلمه‏ى «مبارزه»از ماده «بروز» گرفته شده و به معناى ابراز وجود و نشان دادن توان خود در صحنة نبرد است. لباس روحانيت لباس مبارزه است. لباس ابراز هويّت صنفى و اعلام آمادگى براى انجام بخشى از خدمات اجتماعى است. لباس حمايت از ارزش‏هاى دينى، دفاع از مكتب تشيع و پاسدارى از رسالت انبيا است.

 


 

(1) اعراف 158 :7.

(2) اعراف 68 :7.

(3) شعراء 178 162 143 125 107 :26.

(4) يوسف 55 :12.

(5) كافى 2/541.

(6) كافى 3/169/1.