اگر مباحث گذشته توان اثبات ضرورت يا فايدة لباس روحانيت را داشته باشد، اين ضرورت و فايده را به صورت عام و براى شرايط مختلف ثابت مىكند. اين لباس، لباس رسمى دائم روحانى است و اختصاصى به زمان، مكان يا موقعيت ويژه ندارد. طلبه به همان دليل كه لباس مىپوشد پوشيدن لباس را بايد ادامه دهد.
روحانى برخلاف پليس كه ساعت كار محدودى دارد و تنها در همان ساعت به انجام وظايف صنفى مىپردازد در تمام ساعات شبانهروز روحانى است و هرگاه با مردم ارتباط برقرار مىكند رسالتهاى روحانيت را بردوش دارد.
روحانى وظيفه دارد با عمل خود رفتار اسلامى را در موقعيتهاى مختلف به مردم نشان دهد و تجسم زندگى دينى و اخلاقى باشد. از اين رو همه وقت و همه جا مبلّغ آموزههاى دين است؛ در مسجد، در مدرسه، در بازار، در خيابان، در ماشين و اتوبوس، در مجالس و....
فوائد لباس روحانيت در همة اين محيطها انتظار مىرود و حضور روحانى در هر شرايطى پيام ويژهاى دارد. بر اين اساس شايسته است طلاب ملبّس بر پوشيدن اين لباس ثابت قدم باشند. و فقط در موارد استثنايى يعنى تنها در جايى كه پوشيدن اين لباس امكان ندارد يا موجب هتك احترام آن مىشود مثلاً هنگام ورزش كردن، اثاثكشى منزل، بنايى ساختمان و حضور در بعضى تفريحگاهها و... لباس را كنار بگذارد. تغيير لباس و دو لباسى كه بدون شك در ميان مردم پديدهاى غيرمتعارف، سبك و عجيب تلقى مىشود احتمالاً ناشى از يكى از اين عوامل است:
1. طلبه از داشتن اين لباس احساس سرشكستگى و كوچكى مىكند و از ابراز هويت خود لااقل در محيط خاصى شرم يا بيم دارد. چنين كسى كه تكليف خود را با موقعيت صنفى خويش روشن نكرده و ايمان كامل به روش زندگى خود ندارد بهتر بود از اول لباس نمىپوشيد و از اين پس نيز تا تعيين تكليف نهايى به اين لباس در نيايد.
2. طلبه در شرايط خاص زمانى و مكانى ضرورتى در پوشيدن اين لباس نمىبيند. اين كس بايد بداند كه ضرورت پوشيدن اين لباس از فوائد آن جدا نيست و به يك معنى هيچ وجوب يا ضرورتى براى پوشيدن لباس وجود ندارد هر چه هست فوائد بىشمار و آثار مثبت فراوان اين لباس است كه در افزايش بازده فعاليت نهاد روحانيت به آستانة ضرورت مىرسد. و به اين معنى ضرورت لباس منحصر به شرايط خاص نيست و اگر اضافه كنيم كه تغيير لباس موجب وهن جايگاه روحانى در نگاه مردم و اتهام به تلوّن و منفعتجويى مىشود اين ضرورت پررنگتر و برجستهتر خواهد شد.
3. طلبه براى انجام برخى كارها احساس محدوديت مىكند و با تغيير لباس مىخواهد آزادتر و راحتتر باشد. اين عامل نيز دليل موجهى براى تغيير لباس نيست زيرا اگر چنين بود از اول نبايد اين لباس انتخاب مىشد. انتخاب اين لباس از ابتدا، به معنى پذيرش بعضى از محدوديتها براى انجام يك رسالت بزرگ است و تحمل اين محدوديتها هم قدمى در پيشبرد اهداف دين به شمار مىرود. و أجر متناسب با خود را دارد.
اظهارنظر مردم در مقابل اين پديده بسيار متفاوت است. قشر جوان جامعه كه بيشترين آمادگى را براى شكستن قالبهاى متعارف از خود نشان مىدهد از تغيير لباس روحانى چندان برنمىآشوبد و چه بسا آن را اقدامى جالب توجه، جديد و شجاعانه ارزيابى كند. اما تودة جمعيت غيرجوان آن را به معنى تلوّن، تزلزل شخصيت، راحتطلبى، عدم پايبندى به لوازم روحانيت و... تفسير مىكند.