طلبه و شناخت تاریخ حوزه پیش از انقلاب و تحولات پس از آن

واقعیت این است كه حوزههای علمیه در دوران خود مجموعههایی به هم پیوستهاند كه هم در «عمق» تاریخی خود و هم در «سطح» كنونی خود ارتباط فكری و علمی و ریشهای دارند. در حوزهها فقط مناسبات علمی برقرار نیست كه تنها حجمی از دانشها و آگاهیها جا به جا شود. حوزهها با توجه به نوع ساختار ویژه خود عرصه شكلگیری شخصیت فكری علمی اخلاقی سیاسی فرهنگی و اجتماعی طلاب است. عوامل بسیاری در این شكلگیری نقش مستقیم و غیرمستقیم دارند. سطوح مختلف شخصیتها و عناصر حوزوی افكار روشها و سلیقهها درسها و در یك كلمه تمام مناسبات گستردهای كه میان یك طلبه با حوزه به معنای وسیع كلمه وجود دارد در ساخت شخصیت وی نقش دارد. ظهور و بروز شخصیتهای علمی و فكری و سیاسی و اخلاقی و محوریتی كه نوع اندیشه روش و سلوك آنان بویژه در میان طلاب جوان میتواند داشته باشد و الگوهای متعددی كه از این رهگذر پیش روی آنان قرار میگیرد نوعا فرصتهای ارزشمندی برای طلاب به شمار میرود اما همین نیز میتواند تهدیدی برای شكلگیری درست هویت طلبگی و روحانی به شمار رود. اگر به تنوع گسترده افكار اعمال و روشها و مواضع حوزویانی كه در سطوح تاثیرگذاریاند توجه شود و اگر به تحولاتی كه در پنج دهه گذشته در روند فعالیت و حركت حوزهها و حتی بسیاری از اشخاص پیش آمده نگاه شود و تاریخ حوزه و فراز ونشیبهای آن از یاد نرود اذعان خواهیم كرد كه یك شرط از شرایط جامعیت طلاب آگاهی تفصیلی و نزدیك از گذشته و حال حوزه و جریانات فكری سیاسی است.
واقعیت این است كه نسلهای اخیری كه به جرگه طلبههای حوزه میپیوندند و خود عملا در جریان واقعیتهای فكری سیاسی و رفتاری گذشته حوزه نبودهاند و اینك نیز نوعا آگاهی كافی از عقبههای جریانهای فكری فرهنگی و حتی سیاسی حوزه ندارند نه تنها تلاش در خوری برای رشد آگاهیهای آنان در این زمینه صورت نمیگیرد بلكه به نظر میرسد خواسته و ناخواسته امكان آشنایی تفصیلی آنان با واقعیتهای گذشته و حال نیز سلب میشود.
به عنوان مثال حضرت امام خمینی «قده» با اشاره به اینكه در دوران مبارزه گلوله حیله مقدس مآبی و تحجر و گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود كه هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر و جان را میسوخت و میدرید و آن قدر كه اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است به طلاب جوان هشدار میدهند كه «طلاب جوان باید بدانند كه پرونده تفكر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است. دیروز حجتیه ایها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشكنند امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند. ولایتیهای دیروز كه در سكوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شكستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تكسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده وحسرت ولایت دوران شاه را میخورند.»
همچنان كه حضرت امام همزمان نسبت به روی كار آمدن انقلابی نماها و روشنفكرنماهای بی درد و تعهد نیز هشدار میدهند و میگویند:
«من به طلاب عزیز هشدار میدهم كه علاوه بر اینكه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس مآبها باشند از تجربه تلخ روی كار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نكردهاند عبرت بگیرند كه مبادا گذشته تفكر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهای بی مورد و ساده اندیشیها سبب مراجعه آنان به پستهای كلیدی و سرنوشت ساز نظام شود.»
اما ما در سالهای گذشته شاهد تلاش كافی و در خوری برای شناساندن چنین جریانات منحرف و ذكر مبانی فكری و اوصاف و ممیزات آن برای طلاب جوان نبودهایم نه از سوی مسئولان رسمی آموزشی و تربیتی حوزه نه از سوی اساتید و الگوهای فكری و علمی حوزه و نه از سوی مراكز و موسسات علمی تبلیغی پژوهشی آموزشی و فرهنگی و حتی سیاسی كه در حوزه وجود دارند.
پیداست پرداختن به این وظیفه كاری آسان و كم هزینه نیست اما انجام این مهم لزوما به معنای وارد شدن به دسته بندیهای مرسوم سیاسی و جریانی نیز نمیباشد بلكه آشنا كردن طلاب با مبانی فكری و زمینههای رشد و حیات این جریانات است تا بتوانند با بصیرت كافی به حركت طلبگی خود ادامه دهند و طلبههایی «جامع الشرایط» بار آیند. این كار البته كه هزینه و دشواری دارد اما آیا مسئولیت ما در دایره آموزش كتابهای مرسوم حوزه و كم موونه و تثبیت و تاكید وضع موجود محدود میشود!
روزنامه جمهوری اسلامی 19/09/1386 صفحه حوزه

سيد ضياء مرتضوي