طلبه و فعالیتهای گروهی

ضرورت کار جمعی را از دو جنبه میتوان بررسی کرد. از یک طرف برخی کارها به صورت فردی امکانپذیر نیست. مثل بلند کردن یک وزنه سنگین که به نیروی افراد زیادی نیاز دارد، گاهی نیز هر چند امکان انجام کار به صورت فردی وجود دارد اما مستلزم تحمل هزینه فراوان و فشار زیاد است و از لحاظ کیفیت اجرا نیز قابل مقایسه با صورت جمعی آن نیست. گروهی انجام ندادن کار به معنی عدم استفاده از امکاناتی است که در اختیار داریم، کسانی که قابلیت قرارگرفتن در کنار ما در یک گروه را دارند، با تواناییهای مختلف خود، هر یک سرمایه بالقوهای است که بیتوجهی به آن عقلایی نیست.
از طرف دیگر در عصر جهشهای تکنولوژیک، ما در یک شرایط رقابتی سنگین در همه عرصههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی قرار داریم. در شرایطی که رقبا با استفاده از بهره فعالیتهای جمعی پروژههای بزرگی را اجرا میکنند و بدین وسیله سلطه خود را بر جهان میافزایند، بیتفاوتی نسبت به فواید کار جمعی میتواند موقعیت ما را در جهان تضعیف کند. ضمن اینکه بدون فعالیتهای گروهی آگاهانه و هماهنگ، ممکن است ما کار یکدیگر را خنثی، تخریب و یا تکرار کنیم.
بر اساس شواهد قرآنی و روایی، آنچه برای خدای متعال اهمیت ویژه دارد، اصل انجام تکلیف از طرف انسان است، و غالبا در امر به تکالیف، نحوه انجام آن نیامده است. بنابراین در وهله نخست چنین به نظر میآید که ما به عنوان یک مسلمان موظف به انجام آن دستورات هستیم، و شیوه اجرای آن در بسیاری موارد به سلیقه و انتخاب خود ما واگذار شده است. اینکه یک وظیفه را به شکل جمعی یا فردی انجام دهیم نوعا مورد تأکید نیست.
اما در برخی آیات و روایات، مضامینی وجود دارد که حاکی از اهمیت گروهی انجام دادن کارها است. سیره انبیاء و بزرگان دین نیز در انجام ماموریت الهی خویش قابل بررسی است. بیتردید خدای متعال رسالت ابلاغ پیام را بر دوش شخص انبیا قرارداده است و اگر برخی پیامبران این رسالت را به صورت گروهی و یا با کمک گرفتن از افراد دیگر پیش میبردند، به دلیل مزیتهایی بوده که در آن وجود داشته است.
در متون دینی میتوان شواهد و مویداتی برای ضرورت کار جمعی پیدا کرد که البته با توجه به مطالب پیش، این بیانات ارشاد به حکم عقل خواهد بود.
اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون[1]
خدای متعال برای هدایت مردم انطاکیه ابتدا دو پیامبر میفرستد و بعد از تکذیب آنان توسط مردم، پیامبر سومی را ارسال میدارد. از ظاهر این آیه به دست میآید که حضور جمعی آنها از سوی خداوند در بین مردم امری لازم دانسته شده است. البته قرآن کریم از نحوه هماهنگی و همکاری این رسولان جزئیات بیشتری مطرح نمیکند. ممکن است عدم ذکر جزئیات به این دلیل باشد که اصل انذار و تبشیر این رسولان مهم دیده شده و نحوه اجرای این مأموریت (فردی یا گروهی بودن آن) قابل ذکر تلقی نشده است.
وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ[2]
در این آیه شریفه، به تعاون و همکاری در کلیه کارهای خیر امر شده است. از آیات زیر نیز میتوان به اهمیت فعالیتهای جمعی و همکاریهای گروهی پی برد.
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُم فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُم تَهْتَدُونَ وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ لا تَكُونُوا كَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ[3]
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذیرٌ لَكُمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ[4]
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ[5]
وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ یدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ وَ إِیاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ[6]

بهرهها و برکات کار گروهی
فعالیتهای گروهی چند فایدة مهم دارد:
همفکری و تقویت اندیشهها: از گرد هم آمدن افراد، علم و عقل و دانش و تجربه انسانها به یکدیگر گره میخورد و ایدههای قوی و آرای محکم تولید خواهد شد. طلاب علوم دینی تجربه مباحثه را دارند و با بهرههای تضارب آرا و تولید جرقههای فکری در خلال مباحثه کاملا آشنا هستند. امام علی (ع) در این باره فرمودهاند:
اضربوا بعض الرأی ببعض یتولد منه الصواب[7]
مباحثه یک فعالیت گروهی کوچک است که موجب استمرار مطالعه، بالارفتن کیفیت تحصیل، و تولیدات فکری و علمی فراوان میشود. وقتی افرادی برای انجام یک کار گرد هم آیند و نسبت به چگونگی آن فکر و اظهار نظر کنند طرح اولیه انجام کار بسیار غنی و جامع از آب در میآید. در صورتی که اگر تنها یک نفر در آن موضوع اندیشه کند، حاصل نهایی آن چندان ممتاز و ویژه نیست. وقتی با دیگران همراه میشویم، در تصمیمگیریها توجه بیشتری به کار میگیریم. هر کس با آگاهیها و حساسیتهای خود نقطه خاصی را در آن موضوع مینمایاند و اطلاعات و حساسیت خود را به دیگران انتقال میدهد. انباشته شدن این توجهات، تصمیم نهایی را بسیار دقیق و پخته میکند.
همدلی و تقویت انگیزهها: انگیزه انسان در جمع تشدید میشود. وقتی ما با دیگران پیوند مییابیم امیدمان به اتمام کار بیشتر میگردد و استقامت ما برای پافشاری در پیگیری مقصد افزایش مییابد. مشاهده حرکت و عمل دیگران ما را به تحرک و عمل وا میدارد و فرسایش انگیزه را به مرور ترمیم میکند. کوهنوردی که به تنهایی سفر کرده است، در میانه راه عزم و اهتمام خود را از دست میدهد و به قله نمیرسد اما یک گروه کوهنورد با همکاری و همدلی به احتمال قوی قله را فتح خواهند کرد. اجرا و انجام یک تصمیم در گروه به موفقیت نزدیکتر است. معمولا انگیزه یک نفر برای اقدام به عمل یا استمرار آن کافی نیست. وقتی به هم میپیوندیم، انگیزههای ما، در هم ضرب می شود. در ضمنِ عمل هم این انگیزههای پرورده، پشتیبان نیرومندی برای استمرار آن خواهد بود.
افزایش توان: توانایی ما هم در جمع افزایش مییابد. دستهای فراوانی که کنار هم قرار گرفته، برای برداشتن بارهای بزرگ و سنگین آمادگی دارد. اگر چند دوست همراه فراهم آوریم، هم، انگیزه بیشتری پیدا میکنیم. هم در تصمیمگیری ملاحظات بیشتری را رعایت می کنیم. هم توان آن را داریم که محموله بزرگی را جابجا کنیم. با همکاری، کارهای بزرگ، با همفکری، فکرهای بزرگ، و با همدلی، دلهای بزرگ ایجاد میشود.
هم افزایی در کمیت و کیفیت محصول: کار گروهی سبب میشود کمیت و کیفیت کار انجام شده بالاتر و بهتر از کار فردی افراد گروه شود. به تعبیر دیگر نتیجه کار گروهی از جمع توان افراد همواره بیشتر است.
بالارفتن همتها: انسان به صورت فردی به اهداف بزرگ و فوق العاده نمیاندیشد اما وقتی که خود را میان یک جمع احساس کند تصور پدید آوردن آثار بزرگ برای او امکانپذیر است. مثلا هیچ یک از ما به تنهایی تصور ساختن یک آپارتمان را نمیکند و برای آن نقشه نمیکشد. اما اگر یک گروه همدل گرد هم آیند ممکن است برای ساختن یک آپارتمان بزرگ اهتمام و اقدام نمایند.
تربیت نیرو: کار گروهی موجب رشد قدرت فکری و عملی اعضا میشود. در گروه افراد از یک دیگر کار میآموزند و به سرعت و سهولت بیشتری نیروی انسانی پدید میآید. این قدرت ناشی از آن است که اندیشههای انسان در معرض آزمایش و نقد قرار میگیرد و نقاط ضعف و قوت آن آشکار میگردد. تجارب انسانی نیز به صورتی انباشته فراهم میآید. کسانی که به صورت فردی کار میکنند هرچند منشأ پیدایش آثار بزرگی شوند اما با رفتن آنان کسی که راهشان را ادامه دهد و جایگزین آنان شود یافت نمیشود. اما در یک گروه همه باهم رشد میکنند و از یکدیگر بهره میبرند و فعالیت گروهی قائم به شخص نخواهد بود.
احساس تعلق نسبت به دیگران: در کار جمعی همه اعضا نسبت به کار احساس مسوولیت دارند و خود را منسوب و متعلق به آن می بینند. همه با یک رسالت و یک هدف حرکت می کنند و از این که می بینند جز با همکاری دیگران کار پیش نمیرود نسبت به دیگران نیز احساس وابستگی میکنند. همه در یک جبهه هستند و مانند یک پیکره واحد عمل می کنند. بدین ترتیب پیروزی و موفقیت هر یک، پیروزی همه و موجب سرفرازی و خوشحالی همه است و شکست و ناکامی هر یک، ناکامی همه. امتیازی که هر شخص از فعالیت موفقیتآمیز خود به دست می آورد تنها مال خود او نیست و به پای تیم او نوشته می شود. در یک تیم وقتی یک نفر گل بزند همه خوشحال میشوند. همه در مقابل موفقیت دیگران احساس مسوولیت دارند و نه تنها احساس رقابت و حسادت از بین می رود که تلاش برای موفقیت دیگران و رشد توانمندیها و فراوردههای آنان لازم شمرده میشود.[8]
در دنیای طلبگی، هم در تحصیل، هم در تحقیق و هم در فعالیتهای فرهنگی میتوان و باید از همت جمعی، بهره گرفت. مشکلات بزرگ اجتماع را با تلاش فردی نمیتوان حل کرد. همان طور که یک کاخ رفیع را به تنهایی نمیتوان برافراشت. برخی از ما به جهت ناآگاهی از برکات جمع، برخی به جهت روحیه انزوا و برخی به جهت فرار از آفاتی که به کار گروهی آسیب میرساند، از فعالیتهای جمعی استقبال نمیکنیم، اما اگر بر آن روحیه و این آفات غلبه کنیم و همراهان شایستهای برای خود گرد آوریم، سرعت، قدرت و کیفیت حرکت ما فوق العاده خواهد بود.[9]

[1]یس : 14.
[2]مائده: 2
[3]آل عمران: 103 تا 105
[4]سبا: 46
[5]آل عمران:200
[6]نهج البلاغه، خطبه 127
[7]غررالحکم: حدیث 10063.
[8]در برخی از مدارس پیشرفته، از آغاز دوره ابتدایی دانش آموزان را با کار گروهی و قواعد و ضوابط و مقتضیات آن آشنا میسازند. مثلا معلم نقاشی به جای آنکه از دانش آموزان بخواهد که هر یک در دفتر نقاشی خود، طرحی بکشد، یک مقوای بزرگ در اختیار گروهی از دانش آموزان قرار داده و از آنها میخواهد که به صورت جمعی یک نقاشی بزرگ تحویل دهند. طبیعی است که در نوبتهای اول، فراورده این کار گروهی بسیار ضعیف و زشت خواهد شد. اما این کودکان به مرور میآموزند که برای موفقیت در کار گروهی باید ابتدا یک مدیر برای گروه خود تعیین کنند و تحت امر او قرار گیرند، طرح خود را پیش از اجرا به تصویب گروه برسانند، تقسیم کار کنند، تواناییهای فردی را در نظر گیرند، تعهد خود را در اجرای مسئولیت موظف به کار گیرند و ... . اینها قواعد کار گروهی است. وقتی که انسان موفقیت خود را در موفقیت جمع ببیند، از کمک کردن به دیگران دریغ نمیورزد و نسبت به موفقیت و کامیابی دیگران نه تنها احساس حسادت نمیکند که آرزوی آن را نیز دارد.
[9]یکی از موضوعات مهمی که میتوان با تشکیل گروه مباحثاتی و دعوت از اساتید به آن پرداخت، مباحثی از نوع مطالب سایت حاضر است که آگاهیهای صنفی ما را بالا می برد، به تشخیص وظیفه الهی ما کمک می کند و در اجرا و عمل به ما نیرو میبخشد. طلاب پایههای اول برای تداوم و تکامل انگیزههای متعالی و شورآفرین خود نیاز فراوانی به این حرکت جمعی دارند.