راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • مهارت‌های تحصیلی  
  • 1389-02-01 11:36:57  
  • تعداد بازدید : 1146   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •          مهارت‌های تحصیلی

    مهارت‌های تحصیلی فراوان‌اند: از جمله آنها می‌توان به مهارت مطالعه، تندخوانی، تمرکز، مباحثه، مرور، و ... اشاره کرد:

    در این مجال تنها به توضیح و تفصیل دو مهارت تکرار و مباحثه می‌پردازیم.

    نقش تکرار آموخته‏ها در تحصیل


    یکی از عناصر مهم تحصیل علم که بدون آن فرایند آموزش نیمه تمام و ناقص است «مرور و تکرار» آموخته‏ها است. ساختار ذهن بشر به گونه‏ای است که برای دریافت کامل مفاهیم و گزاره‏ها و نیز نگهداری آن نیازمند چند مرتبه برخورد و درگیری با آن است. یک مطلب تنها در صورتی که چند بار فضای ذهن را تجربه کند و فکر را به خود مشغول سازد حق باقیماندن در آن را دارد. استقرار و ثبات آگاهی‏ها در صفحه ذهن انسان پدیده‏ای شبیه به تشکیل ملکه در جان آدمی است. همان‏گونه که هیچ ملکه‏ای یکباره در جان نمی‏نشیند برای فهمیدن محتوای کتاب یک بار مطالعة آن به هیچ وجه کافی نیست و اگر پاره‏ای از کتاب‏ها این چنین به نظر نمی‏رسد تنها به خاطر زمینه‏های ذهنی است که از مطالعة کتب مشابه یا مواجهه با گزاره‏های مشابه آن قبلاً پدید آمده است.

    همه ما تجربه کرده‏ایم که مطالعه مجدد یک کتاب یا مقاله از مطالعه اولیه، مفیدتر است و ما را با زوایای مطلب بیشتر آشنا می‏سازد، همان‏گونه که درک کامل پیام یک سخنرانی یا فیلم نیازمند تکرار و تجدید نظر است.

    فوائد مرور 

    تکرار و دورة مطالب چند اثر مهم دارد:

    الف) فهم عمیق محتوا: تسلط بر محتوا و فهم عمیق مباحث علمی جز در سایة مراجعة مکرر امکان‏پذیر نیست. برای توصیف یک خیابان باید چند بار در آن قدم بگذاریم و جزئیات و کلیات آن را به دقت مرور کنیم؛ برای اشراف و احاطه بر یک کتاب هم لازم است چند بار آن را مطالعه نماییم. این انتظار که مباحث یک کتابِ علمی ـ که هیچ‌گونه سابقه‏ای برای ما نداشته ـ یکباره به فضای ذهن ما منتقل شود از ابتدا نابجا است و با واقعیت ساختار ذهنی ما سازگار نیست. به همین جهت است که تا هنگامی که چند بار بحث را دوره نکنیم توانایی «دفاع جدی از آن» یا «ارائة دقیق آن» را نداریم.

    با مرور مطالب یک کتاب، آرام آرام از جزئیات، عبارت‏پردازی‏ها، توضیحات افزوده، مثال‏ها، شواهد و بحث‏های غیرمؤثر فاصله می‏گیریم و افق دید ما نسبت به محتوا بالاتر و زاویة نگاه، گسترده‏تر می‏گردد و پیام‏های پراکنده کتاب به وحدت می‏رسد. هرگاه شهر را از فراز بامی بلند یا درون هواپیما مشاهده کنیم نسبت‏ها و روابطی را کشف می‏نماییم که از درون شهر دریافت آنها بسیار دشوار است؛ مثلاً می‏یابیم خیابان الف بر فلان خیابان عمود است و با کوچة دیگر موازی، مسجد شهر در شمال و مدرسه در جنوب قرار دارد، وسعت پارک چند مرتبه کمتر از وسعت دانشگاه است، ترافیک در کدام میدان مشکل‏ساز شده و.. . درک این پدیده‏ها پس از چشم‏پوشی از جزئیات است و در عین حال آشنایی کامل با شهر، وابسته به این آگاهی‏هاست و وحدت شهر این گونه قابل درک است.

    از این‏رو برای فهم بهتر یک کتاب مناسب است آن را خلاصه نماییم و برای تلخیص کتاب ناگزیر باید آن را چند بار مرور نمود. اگر خلاصة تهیه شده نیز چند بار مطالعه شود فرایند آموزش بسیار غنا می‏یابد.

    کتب درسی، از آنجا که جزء به جزء و پراکنده تدریس می‏شوند بیش از کتاب‏های دیگر محتاج تکرار و مرورند. رشتة انسجام مطالبی که در جلسات متعدد ارائه شده تنها با تأمل و نگاه مجدد کشف می‏شود. می‏توان ادعا کرد شاگرد هر چقدر تلاش کند مطلب هر درس را به اندازة استاد نمی‏فهمد، زیرا استاد روابط این بحث را با بحث‏های دیگر به خوبی می‏بیند ولی شاگرد این درس را بدون پیوند با مطالب دیگر می‏نگرد. به همین جهت توصیه شده قبل از مطالعه کتاب در آغاز، فهرست آن به طور کامل ملاحظه و سپس متن کتاب یک بار به سرعت و بار دیگر به دقت مطالعه شود تا احاطه بر کلیت مباحث نیز به دست آید. از باب مثال می‏توان احاطه بر یک علم را به پیدایش یک بنای چند طبقه تشبیه نمود. برای ایجاد یک ساختمان ابتدا اسکلت فلزی آن را از طبقة اول تا آخر فراهم می‏نمایند سپس از طبقة اول تا آخر سقف و دیوار می‏زنند. آن‏گاه از طبقة اول تا آخر به سفیدکاری می‏پردازند و مراحل بعدی نقاشی، سیم‏کشی، لوله‏کشی و.. . انجام می‏گیرد و این تصور که با ساختن هر دیوار آن را گچکاری و نقاشی نماییم و سپس به ساختن دیوار دیگر مشغول شویم بیشتر به فکاهه شبیه است.

    همین مسئله در تحصیل دانش‌ها نیز وجود دارد و به همین سبب، آموزش هر علم در چند حلقة متوالی از اجمال به تفصیل انجام می‏شود. مثلاً کتاب اول در علم فیزیک به ذکر جزئیات و مطالب دقیق نمی‏پردازد ولی در کتب بعدی هر بحث، فربه‏تر و کامل‏تر عرضه می‏شود.

    ب) یادسپاری مطالب: پس از درک کامل پیام، برای به خاطر نگهداشتن آن نیز باید آن را تکرار نمود و بدون تکرار، ثبت آموخته‏ها در ذهن امکان‏پذیر نیست.

    ج) ایجاد باور راسخ و تصدیق: تکرار و مرورِ یک گزاره، به تدریج آن را در ذهن، استوار نموده و اعتقاد راسخ به آن تولید می‏نماید. حتی مطالب غیرواقعی و بدون برهان را هم با مرور و تکرار می‏توان القا نمود و این آفت مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. برای گسترش یک شایعه یا دروغ بزرگ کافی است آن را به بیان‏های مختلف تکرار نمود تا به صورت خبر متواتر تلقی شود. راز تأثیر تبلیغات بر اذهان نیز همین است. به جهت همین ویژگی توصیه می‏شود که در انتخاب مجاری سالم علمی و مباحث مطمئن نظری از ابتدا دقت کافی به عمل آوریم. هر کتابی را نخوانیم و به هر سخنی گوش نسپاریم.

    قال الباقر: مَن أصغی إلی ناطقٍ فَقَد عَبَدَه فَإن کانَ الناطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَد عَبَد اللَّهَ وَ إن کانَ النّاطِقُ ینطِقُ عَن لِسانِ إبلیسِ فَقَد عَبَدَ إبلیسَ.

    هر کس به گوینده‏ای گوش فرا دهد و تمایل یابد او را پرستیده است پس اگر او از خدا سخن گوید خدا را پرستیده و اگر از زبان شیطان سخن گوید شیطان را پرستیده است.

    هر بار مطالعه، به تشکیل یک بنای علمی در صفحه ذهن ما یک قدم یاری می‏رساند و هیچ‏گاه اثر آن از بین نمی‏رود ـ هر چند به کلی فراموش شود ـ این مطالعه اگر به چند مشابه خود ضمیمه گردد، یک ساختار کامل علمی را تشکیل می‏دهد که به زودی فرو نمی‏ریزد و محو نمی‏شود. لذا نه می‏توان توقع داشت که با یک بار مطالعه به نتیجة کامل دست یابیم و نه شایسته است به بهانة اینکه مطالعة ما اثری ندارد، از آن چشم‏پوشی کنیم. هر بار مطالعه، فقط به اندازة یک بار مطالعه اثر دارد و نه بیشتر؛ اما اثر آن حتمی و مسلم است.

    گونه‏های تکرار 

    تکرار گزاره‏ها و اطلاعات گاهی به صورت قهری و بی‏اختیار صورت می‏گیرد و گاهی از سر توجه و اراده. اگر یک مطلب، بسیار جذاب و بدیع باشد و در شرایط آماده (و به تعبیر مرحوم شهید صدر، ظرف مؤثری) بر انسان عرضه شود ذهن انسان به جهت علاقه‏مندی شدید به آن مطلب چندین مرتبه به سراغ آن می‏رود و آن را بازخوانی می‏کند. مثلاً کسی که لطیفه شیرینی را می‏شنود، یک بار پس از خروج از جلسه آن را به یاد می‏آورد و از تصور آن لبخندی می‏زند و یک بار با ورود به منزل آن را برای اعضای خانواده تعریف می‏کند. شب هنگام، قبل از خوابیدن و بامدادان پس از بیدار شدن چند مرتبه آن را مرور می‏کند و پس از چندی نیز به مناسبتی دیگر این لطیفه در ذهنش حاضر می‏شود. این همه، تقریباً بدون اراده و انگیزة تفصیلی انجام می‏گیرد. ولی در اثر این تکرار، آن لطیفه ثابت می‏شود و از آفت فراموشی نجات پیدا می‏کند.

    پیامی که در یک نمایشگاه به زبان گویای هنر در ذهن آدمی نقش می‏بندد، در موقعیت‏های دیگر ناخودآگاه به یاد می‏آید. به طور کلی مهم‌ترین نقشی که هنر ایفا می‏کند، همین جذابیتی است که موجب تجدید مکرر خاطره و در نتیجه، تثبیت پیام در ذهن می‏شود. اکنون به خوبی درمی‏یابیم که چرا مطالب مورد علاقه خود را بهتر و سریع‏تر یاد می‏گیریم. در واقع مراحل تکرار این مطالب به طور خودکار و بدون توجه انجام می‏شود.

    برنامه‏ریزی برای تکرار قهری به این معنا است که خود را در شرایط مؤثر قرار دهیم یا برای خود ظرف مؤثری فراهم سازیم. هرگونه اعمال ذوق و سلیقه و هنر که مطالب علمی را جذاب‏تر یا شگفت‏تر جلوه دهد به این هدف کمک می‏رساند. هنر معلمان موفق، ایجاد ظرف مؤثری است که یادگیری را بر شاگردان تسهیل می‏نماید.

    جلسات علمی ویژه مثل مناظره‏ها، سمینارها و اردوهای علمی گرچه فرصتی بیشتر از مطالعه می‏طلبد اما چون نوعی تنوع و تازگی در آن احساس می‏شود، زمینة تکرار قهری را فراهم می‏سازد. مطالب عنوان شده در این جلسات مدت زمان طولانی صفحة فکر انسان را اشغال می‏کند و شانس بیشتری برای تجدید خاطره دارد، از این‏رو پایدارتر و ماندگارتر است. برای تکرار ارادی نیز باید برنامه‏ریزی نمود. سرشت تنوع‏طلب آدمی تحمل تکرار را برای انسان سخت می‏سازد و انسان به سبب همین طبیعت زودرنج از دوره و مرور کتاب می‏گریزد. رغبت و انگیزه ما برای مطالعة کتب جدید به مراتب بیش از دورة کتب قبلی است. ولی لازم است با توجه به ضرورت تکرار، به شیوه‏های مختلف به این مهم اقدام نماییم. پیش مطالعه، کلاس درس، مطالعه پس از درس و مباحثه هر کدام عهده‏دار یک مرحله از تکرار می‏شوند. می‏توان به بهانة تلخیص یا تدریس، مراحل تکرار را کامل نمود. یا با ارائة بحث در نشست‏های دوستانه به این هدف رسید. مطالعه کتب دیگری که در موضوع مورد نظر ما نوشته شده، شگرد دیگری است که نیاز ما را به تکرار، فراهم و روح تنوع‌جوی ما را نیز ارضا می‏نماید. یکی از دوستان برای التزام به مرور آموخته‏های خود، خلاصه مباحث را در صفحات کوچکی نوشته و چندی بر رشته‏ای می‏آویزد. این رشته که معمولاً در معرض مشاهده او قرار دارد، نمایشگاه متنوعی از مطالب علمی است که با مطالعة مکرر، در ذهن او ثابت و ماندگار می‏شود، خلاصه آنکه برای تکرار اندوخته‏های ذهنی باید برنامه‏ریزی و طراحی نمود تا به تدریج «حوصلة فراگیری» در وجود ما افزایش یابد و «روح تنوع‏جو» اندکی مهار شود.

    مباحثه

         سید جلال جمالی


    تعریف مباحثه

    «جریان كاوش و جستجوی جمعی، برای یافتن پاسخ به سؤالی و پیدا كردن راه حّل مشكلی، یا تثبیت و تعمیق یك سری مفاهیم و گزاره‏های آموخته شده، از طریق گفتگو و تبادل دیدها و نظرات، به گونه‏ای كه متضمّن نوعی تأثیر و تأثر متقابل باشد.»

    جایگاه و اهمیت مباحثه

    تحقیقات روشن ساخته[1] كه مباحثه‏های گروهی نسبت به سایر مراحل آموزشی از نوعی برتری برخوردار است. توجیه این برتری در واژه «درگیری[2]» خلاصه می‏شود.

    فوائد مباحثه

     1) فوائد اصلی

     1 ـ تنظیم و ترتیب مطالب در ذهن و در نتیجه انسجام فكری (چون قصد ارائه وجود دارد)

     2 ـ ترمیم مطالب در ذهن و روشن شدن نقاط مبهم (مطالب جاافتاده به كمك طرف مقابل یادآوری و زنده می‏شود)

     3 ـ تصحیح دریافت‏ها و تلقّیات غیر صحیح

     4 ـ تحكیم مطالب و دریافت‏ها و عدم سطحی‏نگری (بانگاهی جدّی به آنها)

     5 ـ پرورش توانمندی اظهار نظر و بارور شدن اعتماد به نفس علمی

     6 ـ تقویت فعالیت‏های استدلالی برای دفاع از یك رأی (زمینه پرورش قدرت اجتهاد)

     7 ـ توانمندی در بیان مقصود (با دخول و خروج موفّق و...) و ارائه راه‏های مؤثر در جا انداختن مراد.

     8 ـ توانمندی نقّادی نظر مخالف

     9 ـ الزام به مطالعه و نظم قهری

     10 ـ زمینه بسیار خوب برای تدریس در آینده

    2) فوائد جانبی

     1 ـ تمرین نكات ذوقی و بلاغی در گفتار

     2 ـ تقویت جنبه اجتماعی و معاشرتی در شخص

     3 ـ تمرین برای كسب ادب مواجهه و ایجاد ارتباط متخلّق

     4 ـ تمرین برای حالت‏های متانت و ملایمت، آرامش در سخن گفتن، تبسّم در گفتار و...

     

    ویژگی‏های شخصیتی لازم برای افراد درمباحثه[3]

     1 ـ تقوی

     2 ـ تخلّق به اخلاق نیكو

     3 ـ پشتكار، زحمت و استقامت

     4 ـ تجوّل فكر و اعتماد به نفس علمی

     5 ـ عدم برخورداری از دیدگاه‏های غلط (به ویژه در مسائل حوزوی)

     6 ـ نظم

     جهات مؤثر در مباحثه

     1)  زمان

     نامناسب :

     ـ بلافاصله بعد از كلاس

     ـ هنگام خستگی روحی و ذهنی (بعد از فعالیت سنگین بدنی ـ آخر شب ـ بعد از غذای سنگین و...)

     مناسب :

     ـ بین كلاس درس و مباحثه، فاصله متعادلی برای مطالعه و پردازش مطالب وجود داشته باشد.

     ـ دچار عقب ماندگی از قافله كلاس نشود. 

     

    2) مكان

     ـ محیط بسته باشد. ( باغ، كوه، حیاط مدرسه، حرم،...)

     ـ آلودگی صوتی وجود نداشته باشد. (خلوت باشد ترجیحاً)

     ـ چیزهای كه به حالت تمركز ضربه می‏زند وجود نداشته باشد (تلویزیون، تابلو جالب، گربه، سوسك،...)

     ـ نور كافی وجود داشته باشد.

     ـ بیش از حّد سرد یا گرم نباشد .

     ـ در حال قدم زدن نباشد.

    3) مدت (بین 40 الی 70 دقیقه)

     ـ به گونه‏ای طولانی نباشد كه باعث خستگی یا دلزدگی شود   

     ـ به گونه‏ای كوتاه نباشد كه غرض از مباحثه حاصل نشود

     

    4) نظم

     این تدابیر برای ایجاد نظم مؤثر است:

     ـ باید از خود شروع كرد.

     ـ تساهل و تسامح ممنوع (البته به دور از افراط خشك)

     ـ تذكرّهای صریح و جدّی (در عین حال ملایم)

     ـ جریمه قرار دادن برای شخص خاطی (همراه با رأفت و كوتاه آمدن در موقعیت‏های مقتضی)

     

    5) نشاط: این عوامل در ایجاد نشاط و شادابی در مباحثه بی تأثیر نیست: 

     1 ـ خواب كافی

     2 ـ ورزش سبك (2 یا 3 دقیقه) قبل از مباحثه

     3 ـ وضو داشتن

     4 ـ ایجاد انبساط خاطر در خلال مباحثه (در حّد متعادل)

     5 ـ تلطیف و كاربرد ذوق در بیان ( بیان شیوا و مثال‏های جالب و...)

     

    فرهنگ مباحثه

     1 ـ آغاز و انجام با یاد خداوند متعال

     2 ـ حفظ احترام افراد به صورت متقابل

     3 ـ تواضع در سراسر مباحثه (چگونگی حرف زدن، نگاه كردن، و...)

     4 ـ خوب به حرف‏های طرف مقابل گوش كنیم و آنگاه: 

     ـ نشان دهیم كه حرفهایش را فهمیده‏ایم(سخنانش را چكیده و دسته بندی‏شده تقریر كنیم)ـ

     نشان دهیم كه كجاهای حرفش را قبول داریم (یا از آن قسمتها دفاع كنیم و یا حداقل به تأیید صرف بپردازیم)

     ـ آنگاه بیان كنیم كه كجاهای حرفش را قبول نداریم.

     5 ـ بسیاری از مناقشات صرفاً در حیطه الفاظ و قالبهااست؛برای صرفه جویی در وقت ساكت باشیم،حرف او كه تمام شد، نقد كنیم.

     6 ـ اگر مخاطب ما متوجه شود كه ما برای ردّ سخنانش گارد گرفته‏ایم و تنها منتظر اتمام سخنانش هستیم، در بیان و انسجام بخشیدن به سخنان خود توفیق كمتری خواهد داشت.

     7 ـ در گوش كردن به دیدگاه‏های ابتكاری طرف مقابل از خود شوق نشان داده او را برای تجوّل فكری بیشتر تشویق كنیم (یكی‏از علامت‏های عدم تكبّر)

     8 ـ پرهیز از بروز تشنج در مباحثه (افزایش صوت، تحریك عصبی)

     9 ـ عادت به تمركز داشتن كامل روی مطالب (به ویژه مطالب دقیق)

     10 ـ اتكاء به خود و باور داشتن استعدادهای خداوندی  نهفته (نه در حد اجحاف)

     11 ـ تعریف از خود، تلاش برای اثبات خود است، وقتی دوستمان چنین كرد نرنجیم و به شخصیتش احترام بگذاریم. اما خود چنین نكنیم.

     12 ـ در پایان مباحثه می‏توان لحظات كوتاهی را برای طرح مسائل متفرقه (فقهی، تذكرات رفتاری و ...) اختصاص داد.

     

    آفت‏های مباحثه

     1 ـ خود بزرگ بینی و فخر فروشی علمی

     2 ـ استبداد رأی و استكبار از پذیرش حقّ

     3 ـ پرخاشگری و انفعال سریع

     4 ـ كدورتها و كینه‏ها و باقی ماندن آنها پس از مباحثه

     5 ـ تأثر نا خودآگاه از اخلاقیات مذموم یكدیگر

     6 ـ تحقیر و تمسخر (پرهیز از الفاظ تحقیرآمیز: این بافتنیها...، توجیه الكی...)

     7 ـ خروج از موضوعات مباحثه (حاشیه رفتن بیش از اندازه)

     8 ـ اتلاف وقت و صرف انرژی بسیار در مسائل غیر مهم

     9 ـ بی نزاكتی در مباحثه (دراز كشیدن، الفاظ بی ادبانه، بلند بلند صحبت كردن...)

     10 ـ خوشمزگی‏های بیمورد و جدّی نبودن.

     

    روش مباحثه

    1) دخول در بحث

     ـ شخصی كه متكفل دخول در بحث می‏شود نباید از پیش تعیین شده باشد.

     ـ در ابتدا بایستی ارتباط منطقی بحث جدید با مباحث گذشته روشن شود.

     ـ نگاهی اجمالی به بحث‏های مطرح در مباحثه افق دید گروه را افزایش می‏دهد.

     ـ شروع كردن به دخول تفصیلی در مطالب، القای تدریجی مسائل مطروحه و بالاخرة رسیدن به اوج مطالب، هنر بزرگی می‏خواهد.

     ـ بیان مطالب، بایستی با حفظ باشد (یا حداقل از روی یك كاغذ كوچك)

     ـ گاهی از اوقات برای ارائه بهتر بحث، مبادی كمك كننده به فهم آن یا مثال‏های مناسب، باید مطرح گردد.

     

    2) درگیری فكری اعضای گروه

     ـ یكی از كارهای مهم گروه، نگاه ریشه‏ای به اصل بحث و نقادی و تحلیل آن می‏باشد.

     ـ در مباحثه باید عینك استدلالی به چشم زد؛ هیچ حرفی بدون دلیل نافذ نمی‏باشد.

     ـ یادمان باشد: یك هم بحث خوب چكشی خوب است برای دیدگاهها و نظرات طرف مقابل تا خوب پخته شود.

     ـ نقل قول‌هایی از درجه اعتبار، برخوردارند كه از منابع معتبری اخذ شده باشند. (فلان استاد گفته)

     ـ عضو ساكت گروه را با نظرخواهی، میدان دادن و تشویق معقول می‏توان وادار به درگیری فكری كرد.

     

    3) جمع‌بندی و نتیجه‏گیری از گفتگوها

     ـ بدون اجرای این مرحله، انتهای صحبت‌ها كور باقی می‏ماند و فائده‏ای بر آن مترتب نمی‏شود.

     

    4) یادداشت نتایج مفید حاصل شده

     ـ در لا بلای بحث‌ها، نكات بسیار ارزشمندی به دست می‏آید كه حتماً بایستی محفوظ بماند راه آن هم این است كه با چند كلمه گویا و كوتاه آن را در گوشه‏ای بنویسیم و پس از مباحثه آن را به طور تفصیلی باز كنیم.

    5) تطبیق متون

     ـ برای این كار باید شخص دیگری ـ به طور از پیش تعیین نشده ـ انتخاب شود.

     ـ از عوامل تقویت متن‌خوانی، سخت‏گیری در صحّت اجرای این مرحله است (این حساسیت را داشته باشیم و به طرف مقابل نیز منتقل كنیم) .

     ـ قسمت‏های مشكل باید مورد بررسی و تحلیل ادبی قرار گیرد

     ـ در موارد مهم، بررسی یا ارجاع‏های لغوی  ضروری است.

     

    6) خلاصه گویی پایان مباحثه (اهمیت این مرحله باید برای ما كاملاً روشن شود)

     

    7) فعالیت‏های تكمیلی

     ـ در موارد مقتضی، مطالب غیر مختومه به كتب تحقیقی معتبر و مبسوط ارجاع شود.

     ـ فعالیت‏های تكمیلی باید بین اعضای گروه تقسیم شود.

     ـ در جریان قرار دادن استاد از سیر مباحثه و نتایج مهمی كه از آن حاصل می‏شود؛ اشراف از راه دور می‏باشد توسط كسی كه از افق بالاتری نسبت به آن موضوع برخوردار است و قاضی خوبی می‏تواند باشد.



    [1] روش بحث و مذاكره، دكتر سید مهدی ثریا، ص38.

    [2] منظور از درگیری اشغال ذهن و فكر به موضوع یا امر خاصی است به گونه‏ای كه با واكنش انسان نسبت به آن امر یا موضوع همراه باشد، ساده‏ترین مثال برای درك بهتر مفهوم درگیری حالت‏های دو حریف در حال كشتی گرفتن می‏باشد. در جریان كشتی هریك از طرفین، در عین حال كه باعث حركات دیگری است، منبعث از حركات او نیز می‏باشد. همان ص 39.

    [3] مراد از ذكر این موارد فقط این نیست كه در هم‏بحث خود جستجوگر آن باشیم بلكه خود نیز در درجه اوّل بایستی سعی در كسب آنها داشته باشیم.


     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :