نیاز حوزه و نیاز دانشگاه ؟

در میان مردم عادی ـ خصوصاً در مجاورت مراکز حوزوی ـ گاهی تصور میشود «فراوانی طلاب علوم دینی به اندازة کافی پاسخگوی نیاز جامعه هست و امروزه استقبال از سایر رشتههای علمی یا حرفهها و صنایع، اهمیت بیشتری دارد.» این تصور، نزد اهلاطلاع، قضاوتی نابهنگام و تصوری بهشدت مخدوش است زیرا:
1. همهساله بیش از یکمیلیون نفر از جوانان کشور، متقاضی ورود به دانشگاهها هستند و در رقابتی سنگین صدها هزار نفر جذب رشتههای دانشگاهی میشوند. این درحالی است که متقاضی علوم حوزوی در هرسال تنها چند هزار نفر و مجموع پذیرفتهشدگان فقط کسری از این گروه است. جذابیتهای متراکمی که تحصیل دانشگاهی را در نظر جوان خوش رنگ و نما میگرداند به ضمیمة مخالفت برخی از خانوادهها با تحصیل فرزندان خود در حوزه و منع شدید آنان، به توزیع نابرابر نیروی انسانی دامن میزند.
2. تخصصهای دانشگاهی عمدتاً درصدد رفع نیازهای جسمی و مادی بشر، و تخصصهای حوزوی عمدتاً ناظر به ابعاد تربیتی و معنوی انسان است. بُعد ناپیدای وجود آدمی که فصل مقوّم ماهیت انسان و حقیقت وجودی اوست به همان نسبت که «اهمیت» افزونتری در مقابل جانب خاکی و مادی او دارد، دارای پیچیدگی بیشتری است. طبعاً «شناخت» آن هم بسیار دشوارتر و «مشکلات» آن فراوانتر و صعبالعلاجتر است. با این وصف (اهمیت بیشتر، شناخت دشوارتر و مشکلات فراوانتر) نیاز به کارشناسان و متخصصان ورزیدهای که در سایة آموزههای آسمانی به شناخت ابعاد روحی و معنوی انسان دست یازند و در حل و رفع این دسته از مشکلات بهکار آیند، نیازی اساسی است و نیروی انسانی شایسته و فراوانی میطلبد.
3. بخش عمدهای از نیازهای جامعه ما که اینک توسط متخصصان دانشگاهی مرتفع میگردد، در شرایط اضطراری از سایر کشورها نیز قابل تأمین و تدارک است. در ایام دفاع مقدس، شمار قابلتوجهی از پزشکان و متخصصان دیگر مناطق دنیا در کشور ما به ارائة خدمات اشتغال داشتند. این درحالی است که نیاز ما به صاحبنظران دینی، جز از طریق حوزههای علمی شیعی قابل حل نیست. اکنون حوزه، باید پاسخگوی نیاز فراوان همة دنیا به علوم اهل بیت باشند. امروزه دست نیاز مجامع علمی معتبر دنیا به آخرین دستآوردهای حوزوی ما دراز است. کرسیهای خالی اسلامشناسی و شیعهشناسی دانشگاههای مهم جهان متقاضی حضور روحانیان شایسته و تواناست. مراکز فرهنگی مسلمانان در نقاط مختلف پنج قارة دنیا در تکاپو برای دعوت از اندیشمندان و مبلغان، در ارتباط دائم با حوزههای علمی ما هستند. و خلاصه پس از انقلاب اسلامی در ایران، همة انسانهای حقجو در سراسر جهان در عطش فهم پیام آخرین پیامبر، رو بهسوی ما دارند. ادعای بزرگ انقلاب اسلامی این بود که اسلام پاسخگوی تمام نیازهای فردی و اجتماعی انسان از گهواره تا گور میباشد و این نیازها را تا دامنة قیامت تأمین میکند. ارائة دستورالعمل جامع حیات بشر براساس وحی محتاج پژوهشهای عظیم و تلاش فراوان است که نیروی کارآمد حوزوی باید به آن بپردازد.
4. فرهنگ و تربیت جامعه به متولّی نیاز دارد. در محیط کوچک خانواده، خدای متعال یک عنصر فرهنگی و تربیتی که «مادر» نام دارد را در کنار یک عنصر اقتصادی که «پدر» نام گرفته، قرار داده و پدر را مأمور کرده که نگرانی اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا مادر فارغالبال و بدون دغدغة معیشت در یک محیط آرام، به وظیفه تربیت بپردازد. در محیط بزرگ جامعه، آیا به یک نهاد فرهنگی و تربیتی نیاز نیست؟[1]
5. برای ساختن یک ساختمان معمولی، به دهها نیروی کاری متخصص نیاز داریم؛ مهندس، معمار، کارگر، لولهکش، آهنگر، برقکش، نقاش، کابینت ساز و.. . یقینا برای ساختن یک جامعة اسلامی و بنای یک تمدن تاریخی بزرگ بر اساس اسلام، به دهها هزار نیروی دینباورِ زمان آگاهِ وارسته احتیاج داریم. و این نیروها در محیط حوزة علمیه پرورش مییابند.
6. فقدان چهرههای ممتاز و استوانههای علمی و معنوی حوزه در مبارزات قبل از انقلاب و حوادث پس از پیروزی و نیز عزم راسخ دشمنان بر از بین بردن شخص یا شخصیت بزرگان دین در شرایطی که اندیشه دینی در میان نسل جوان دستخوش طوفان شدید فتنهها و امواج متلاطم شبهات گشته این نیاز را افزونتر نموده است.[2]
7. درگیری با انبوهی از شبهات تاریخی که از فضای فکری غرب یکباره به زبان بومی ما ترجمه و به جامعة ما سرازیر شد بخش قابل ملاحظهای از نیروهای نخبه حوزه را مشغول به فعالیتهای حاشیهای نموده و از رسالت اصلی خود منحرف گرداندهاست. گرچه همین مبارزه، برکات فراوانی در پی داشته است.
8. تحقیقات جدیدی که پس از انقلاب در دستورکار حوزه قرارگرفته و موج موضوعات نوینی که بررسی آنها از منابع دینی تازه آغاز گشته یا پساز این باید آغاز گردد، تولید و تدوین دانشهای جدید دینی که غالباً ناظر به ابعاد اجتماعی اسلام میباشد، و نیز
9. مسئولیتهای سترگ اجرایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر دوش حوزویان نهاده است از عواملی است که نیاز به نیروی انسانی را در این شاخه از فعالیتها روشنتر مینماید.
10. آشنایی با دین الهی بهعنوان پدیدهای بسیار عظیم، دارای معارفی عمیق و روابطی بسیار پیچیده، فرایندی دراز مدت است. بههمین جهت مراحل پرورش نیروی کارآمد حوزوی در مقایسه با سایر مراکز علمی بیشتر و نیازمند زمانی درازتر است. تحصیل حوزوی 15 تا 20 سال استقامت و تلاش نیاز دارد. این واقعیت پیامدهای ناگواری بر جای میگذارد که شایسته بررسی و تأمل است:
اضطراب و نگرانی ابتدایی و تزلزل همت متقاضیان ورود به حوزه بر اثر دوردست جلوهکردن هدف.
خستگی و دلزدگی طلاب در اواسط مسیر و در نتیجه جدا شدن از خانوادة حوزه.
غفلت از هدف اصلی، ورود در حواشی و فرعیات و پرداختن به اموری که مستقیماً رسالت حوزه محسوب نمیشود.
طلبه بهمراتب بیش از دانشجو به استقامت، نیاز دارد. یکی از دلایل آن این است که دانشجو پس از یک دورة تحصیلی 4 یا 7 ساله خود را در پایان راه تلقی میکند. اما طلبه پس از سالها تحصیل خود را همچنان در آغاز راه مینگرد.
11. علاوه بر همه این عوامل نرخ ریزش همین تعداد اندک از طلاب که در چنین فضای سنگینی افتخار طلبگی یافتهاند بسیار بالاست. پارهای بهجهت دلزدگی و بیانگیزگی و پارهای بهجهت دشوار بودن مواد درسی، گروهی بر اثر فشار اجتماعی و گروهی دیگر بر اثر مشکلات اقتصادی ـ خصوصاً پس از تشکیل خانواده ـ و گروهی به دنبال جذابیت مراکز دیگر یا فقدان برنامه متناسب با نیاز در حوزه یا.. .
با این وصف، هر یک از طلاب علوم دینی در بحران شدید نیروی انسانی، گوهر گرانبهای کمیابی محسوب میشود و در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار گرفته است که با تلاش مضاعف باید جای خالی دیگران را پر کند و به رفع کاستیها همت گمارد. دشواری شرایط فرهنگی به ضمیمة ندرت نیروهای توانمند، مسئولیت بیشتری برای او آفریده است.
بدین ترتیب روشن است که نظام روحانیت و حوزههای علمیه، وظایف بسیار متنوعی بر دوش دارند که هرگونه استعداد و توانایی را میتوانند به خدمت بگیرند. با شرایطی که توصیف شد، هیچکس نمیتواند بگوید من استعداد طلبگی را ندارم. همة انواع روحیات و استعدادها میتوانند به کار خدمت دین بیایند و در نظام روحانیت مورد استفاده قرار گیرند. گرچه مسئولان حوزه نیز موظفاند که امکانات محدود موجود را خرج بهترینها کنند، و در مراحل گزینش و پذیرش دقت نظرهای فراوانی به کار گیرند.

حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با دین
حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با معارف اسلام است. هیچ مرکز دیگری در سراسر جهان وجود ندارد که در آن به صورت رسمی و با برنامهای جامع، با فرهنگ دین و سخن پیشوایان معصوم، بتوان آشنا شد. از این نظر شرایطی که برای طلبه پدید میآید بسیار مغتنم و قابل استفاده است.
حوزهها ـ مانند همه سازمانها، ادارات و مراکز دیگرـ تا رسیدن به نقطة مطلوب و رفع همة نقاط ضعف، فاصلهای طولانی در پیش دارند. اما همة کسانی که نقاط ضعف و کاستیهای آن را گوشزد مینمایند، باید به این مسئله بهخوبی توجه کنند و توجه دهند که هیچ سازمان و مرکز دیگری، رسالت عظیم حوزه و کارکرد آن را نمیتواند عهدهدار شود. حوزه، علیرغم همة کاستیها و بایستهها، برای اسلامشناسی و درک عمیق فرهنگ دین، بهترین شرایط را فراهم میکند. البته در میان حوزههای مختلف، خوب و بهتر وجود دارد و هر کسی موظف است شرایط رشد و تحصیل بهتری برای خود ایجاد کند و از فرصتها و امکانات بیشتری بهرهبرداری نماید. اما بههر حال محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همة شرایط و امکانات حرکت کنیم. هنر آن است که در تنگناها و محدودیتها بهترین استفاده را نماییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستیها و مطلوب شدن همة موجودها باشیم تا پس از آن، اقدام را آغاز کنیم، باید بدانیم که هیچوقت به چنین نقطهای نخواهیم رسید. همیشه ایدهآلهای ما از واقعیت موجود بسیار فاصله دارد. پس عاقلانهتر آناست که بهجای تقاضای توسعة امکانات، توجه به بهرهگیری از امکاناتِ موجود کنیم و با اراده و اختیار خود گرههای بسته را باز نماییم.
نظام آموزشی و پرورشی امروز حوزه در کنار همة کاستیها، امتیازات چشمگیری نیز دارد. در این مجموعه با همین امتیازات، شخصیتهای برگزیدة فراوانی رشد یافته و رسالت پیامبران الهی را بر دوش گرفتهاند. نه وجود چنین برگزیدگانی بهانة موجهی برای عدم اصلاح کاستیهای حوزه است و نه وجود آن کاستیها، بهانة موجهی برای نفی کامل حوزه.
استاد شهید مطهری در این باره میفرمایند: «لازم است روحانیت را اصلاح کرد نه این که آن را از بین برد. ثابت نگاهداشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد. این مطلب را حدود 10 سال است که بارها و بارها تکرار کرده و گفتهام که روحانیت یک درخت آفتزده است و باید با آفتهایش مبارزه کرد. کسی که میگوید دست به ترکیب این درخت نزنید معنای سخنش این است که با آفتهای آن هم مبارزه نکنید و این باعث میشود که آفتها، درخت را از بین ببرند. آن کسی نیز که میگوید اصلاً این درخت را باید از ریشه کند اشتباه بزرگی مرتکب میشود. زیرا اگر این درخت کنده شود دیگر هیچ کس قادر نخواهد بود تا نهال جدیدی به جای آن بکارد.»[3]
امروزه هر یک از عناصر برنامة آموزشی حوزه، متولی سرسختی برای مخالفت، پیشِ رو دارد. اگر مجموع این مخالفتها را گرد هم آوریم چیزی از نظام آموزشی حوزه باقی نخواهد ماند! درحالیکه اینگونه نیست. همین متون و همین کتابها، دستمایة دانشمندان دین در آشنایی با آموزههای مکتب انبیا بوده است.
تکامل این نظام آموزشی و بهبود کیفیت آن همواره مد نظر مصلحان و دلسوزان قرار داشته، اما همان بزرگان بارها تأکید کردهاند که موجودی خود را نباید به جرم نداشتن پارهای کمالات، یکباره از دست داد!
بدترین اثری که این انتقادها و اعتراضها بر بدنة جوان حوزه وارد آورده، از بین بردن ایمان و اعتقاد آنها به استحکام این بنیان رفیع است. ایمان و اعتقاد به فعالیتی که انجام میدهیم، موتور حرکت و پویش ماست. «شبهه» این موتور را سرد و خاموش و ما را از حرکت متوقف میسازد و خود، توجیه فریبندهای برای سستی و کاهلی قرار میگیرد.
[1]. مشخص است كه برای برپا ماندن این نهاد فرهنگیـ تربیتی بودجه ثابتی باید در نظر گرفته شود، همانطور كه تأمین نیازهای مادی به صَرف هزینهای وابسته است. آنچه كه به عنوان شهریه و كمك هزینه تحصیلی به طلبهها داده میشود پاسخ به همین نیاز است. امروزه در همه جای دنیا برای آموزش و بهینهسازی منابع انسانی در قالب بورس تحصیلی و فرصت مطالعاتی بودجههای میلیونی و میلیاردی خرج میشود و البته در مقابل، نیروهای توانا و كارآمدی كه بهدست میآیند در توسعة مطلوب آن مراكز بسیار مؤثرند. به واقع بودجهای كه برای تحصیل طلبهها از محل وجوهات شرعی قرار داده شده است بودجهای است كه خدای متعال و امام زمان4 برای بورسیه دانشجویان علوم دینی قرار دادهاند تا از رهگذر آن، نیروهای كارآمد و توانمندی تربیت شوند و در نشر دین اسلام و ترویج فرهنگ محمّدیصلی الله علیه وآله نقش ایفا كنند.
[2]. توطئه قدرتهای بزرگ برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان، تحریف اعتقادات اصیل، تغییر فرهنگ ناب اسلامی و تضعیف روحانیت ـ بهعنوان سردمدار مبارزه با استكبار جهانی ـ بیش از آن است كه دراین مختصر به آن اشاره شود. مطالعة كتاب «خاطرات مستر همفر» جاسوس انگلیس در كشورهای اسلامی برای آشنایی با نوع فعالیتهای آنان بسیار مفید است.
[3]. پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184
محمد عالمزاده نوري