راه و رسم طلبگي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  • حيات طلبگي  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  

    دسته‏ای از چالش‏ها، به صورتی کاملا بومی و طبیعی فضای فکری طلاب مبتدی را اشغال کرده و پیوسته اذهان آنان را آزار می‏دهد. از بد روزگار، این سؤال‏ها و ابهام‏های درشت که گاهی با سرنوشت طلبه پیوند دارد، بسیار مورد بی‏مهری قرار می‏گیرد. نه زمان درخوری برای بحث و بررسی آن‏ها هزینه می‏شود، نه بررسی عالمانه و جامعی نثارشان می‏گردد، نه به نتیجه قانع‏کننده‏ای می‏رسند. اگر هم در فضای کم‏رمقی، بحث وتبادل نظری صورت پذیرد، محصول فکری آن ثبت و نگهداری نمی‏شود و با اندیشه دیگران گره نمی‏خورد. معمولاً هر طلبه‏ای این مباحث را از صفر آغاز و.. . در نی مه راه رها می‏کند و بنای عمل خود را هم بر اصول عملیه که احکام ظرف «تردید» است استوار می‏سازد!

    این کیفیت خسارت‏بار، موجب فرسایش توان فکری و روحی طلبه می‏گردد و تودة انبوهی از عنصر گران‏بهای زمان را تباه می‏سازد. پاره‏ای از این چالش‏ها عبارت‏اند از:

    1. فقدان اعتقاد قلبی و ایمان نسبت به نظام آموزشی و پرورشی حوزه، تردید در مفید بودن مواد آموزشی و کتب درسی، بی‏اعتمادی نسبت به کارایی حوزه در اهداف و رسالت‏ها، احساس تضییع عمر و بی‏بهرگی از برنامه‏های جاری، احساس عدم رضایت امام عصر از رویّة کاری، تردید در توانایی‏های حاصل از زحمات حوزوی، ناامیدی و احساس ناتوانی، ناهماهنگی مقاصد قبلی طلبه با وضع موجود حوزه، و در نهایت تزلزل روحی.

    2. مواجهه دائم با سؤال «چه باید کرد؟»، عجز از تشخیص وظیفه، فقدان قدرت تشخیص اهم و مهم، نداشتن ملاک اولویت‏بندی در وظایف، تحیر، ابهام در هدف و مسیر.

    3. اختلاف یا تعارض اقوال، آرا، ارشادات و هدایت‏ها و ناتوانی در داوری میان آن‏ها، تعدد یا تضاد الگوها، و در نهایت سردرگمی.

    4. سستی، بی‏انگیزگی، عجز از اجرای برنامه‏ها و تصمیم‏ها، تعلل در اقدام، تسویف.

    5. ابهام در آینده اجتماعی، روشن نبودن چشم‏انداز وسیع کاری و مسئولیت سترگ آینده.

    6. دست خالی بودن طلبه پس از چند سال تحصیل در برخورد با اجتماع، دور ماندن از متن معارف دینی در سال‌های نخست، ناتوانی از تبلیغ تعالیم اسلامی به جهت ناآشنایی با آن، ناهماهنگی تحصیل با رسالت اجتماعی؛ یا لااقل توهم این همه.

    7. گسست معنوی و اخلاقی، در دسترس نبودن حکیم مرشد، کم‏جان شدن سنت شاگردپروری در حوزة اخلاق، کسالت روحی، ابهام در حدود و کیفیت خودسازی و عبادت.

    8. نگرانی نسبت به وضعیت مالی و اقتصادی، و حفظ عزت نفس، احساس تعارض میان وظیفة تأمین معاش، تقدیر معیشت، نفقة عیال، حزم، و وظیفة تحصیل علم، قناعت، زهد، و توکل.

    هم‏چنین مسائلی از قبیل ازدواج، تبلیغ، معمم شدن، انتخاب هم‏اتاق و هم‏بحث، شناخت استعداد و تخصص علمی، نوع مواجهه با مراکز تخصصی و مؤسسات وابسته به حوزه، جهش تحصیلی، فعالیت سیاسی و فرهنگی، و.. . که نیاز به آگاهی‏های فراوان از ماهیت موضوع ومناسبت آن با هویت طلبگی دارد.


    تمام این مشکلات در سه مقولة کلان جای می‏گیرد: «سرگردانی»، «بی‏انگیزگی» و «ناتوانی» و تلاش همة مربیان در این سه هدف خلاصه می‏شود: «آگاهی‏بخشی»، «انگیزه‏سازی» و «توان‏افزایی». آگاهی و انگیزه، انسان را به اقدام و عمل سوق می‏دهد. عمل و حرکت نیز باعث تقویت توان می‏شود.

    حیات صنفی طلبه

    صحنه حیات انسان را می‌توان به دو چهره عمده تقسیم کرد؛ حیات فردی و حیات صنفی. بسیاری از فعالیت‌های روزمره انسان، تلاشی به اقتضای انسانیت، به عنوان یک فرد، و فارغ از عضویت در اجتماع است. مثلا عبادت، غذا خوردن، استراحت، ورزش، رسیدگی به خانواده، مطالعات معمولی، و ... پاره‌ای از فعالیت‌های فردی ما است که مرد و زن، پیر و جوان، شهری و روستایی، کاسب و کارمند، و کارگر و معلم در آن مشترک‌اند. یعنی طلبه در این میان خصوصیتی ندارد. در این فضا اگر توصیه‌ای صادر شود خطاب به همه انسان‌ها خواهد بود، مثلا همه ما به حکم انسانیت، موظف به خودسازی، عبودیت، قرب، و کمالات اخلاقی هستیم، چه طلبه باشیم و چه طلبه نباشیم.

    همین انسان، آنگاه که با جامعه مرتبط می‏شود و به عنوان عضوی از پیکرة اجتماع در می‏آید، تعریف تازه‏ای می‏یابد و وظایف جدیدی بر دوش می‏گیرد. اینک نه به حکم انسانیت، بلکه به مقتضای حضور اجتماعی‏اش، وظایفی دارد. مثلا موظف است تأمین بخشی از نیازهای دیگران را به عهده گیرد و همان‏گونه که خود از حاصل کار و دست‌رنج دیگران بهره گرفته، به دیگران بهره‌ای رساند و در قبال خدمات فراوانی که از دیگران دریافت کرده ـ به رسم قدرشناسی ـ واکنشی نشان دهد و خدمتی برساند. این، آغاز ورود انسان به جریان اجتماع و قرار گرفتن در یک صنف اجتماعی است و این چهره «چهرة صنفی و اجتماعی» حیات ما انسان‌ها است. قرار گرفتن در یک صنف به معنای انتخاب یک مسئولیت و اعلام آمادگی برای انجام خدماتی مشخص است. معلم، راننده، کاسب، کشاورز، آهنگر، کارمند و کارگر هر یک با انتخاب شغل خویش، در یک گروه اجتماعی قرار گرفته، خدمات ویژه‏ای را ارائه می‏دهند، البته در مقابل نیز خدمات دیگری دریافت می‏دارند.

    طلبه در این انتخاب، خدمات فرهنگی تربیتی حوزه دین را برگزیده و خود را برای تولید فراورده‌هایی این چنین آماده کرده است ... .

    در مقابلِ فعالیت‌های فردی، بسیاری از فعالیت‌های ما به حیات صنفی مربوط است. مدت زمان حضور یک کاسب در مغازه، ارتباط یک معلم با دانش‌آموز و زمانی که صرف مطالعه و آماده‌سازی خود برای تدریس می‌کند، فعالیت اداری یک کارمند، تلاش فنی یک مهندس و ... همه مربوط به چهره صنفی حیات آنان است.

    مسائل و موضوعات حیات صنفی طلبه

    طلبه در حیات صنفی خود فعالیت‌هایی علمی‌، تحصیلی، تبلیغی، پژوهشی، و اخلاقی دارد که قابل بررسی است و معمولا با مسائل و ابهامات فراوانی روبرو است. این که طلبه برای سامان‌دهی حیات صنفی خود و بهره‌وری طلبگی‌اش چه میزان باید درس بخواند، چه موقع و با چه کسی ازدواج کند، چه شرایط خاصی را برای زندگی در نظر گیرد، چه رفتار و منشی داشته باشد،‌ چگونه استعداد خود را تشخیص دهد و ... پرسش‌هایی در این زمینه است.

    در این جا فهرست بلندی از موضوعات مربوط به حیات صنفی را می‌آوریم تا هم طلبه به ابعاد زندگی طلبگی خود با دقت و حساسیت بیشتری بنگرد و هم اندیشمندان و صاحب‌نظران برای تولید آثار مورد نیاز در این موضوعات اقدامی کنند.

    طلبه؛ هویت و رسالت

    ·        طلبه؛ ورود به حوزه و اقتضاءات سنین مختلف

    ·        طلبه؛ هویت یابی و بصیرت صنفی

    ·        طلبه؛ و انتخاب میان حوزه و دانشگاه

    ·        طلبه؛ تثبیت هویت و گذار از دوره پیش از طلبگی

    ·         طلبه؛ معنا و نصاب طلبگی

    ·        طلبه؛ فعالیت‌ها و خدمات طلبگی

    ·        طلبه و انتخاب مأموریت

    ·        طلبه؛ احساس هویت، افتخار و ارزشمندی، ایمان و اعتماد به راه و هدف

    ·        طلبه و لباس روحانیت

    ·        طلبه؛ روزمرگی و غفلت از آرمان

    ·        طلبه؛ مخالفت‌های والدین و اطرافیان

    ·        طلبه و فارغ التحصیلی

    ·        طلبه؛‌ شهادات، اجازات، مدارج، مدارک و القاب علمی

    ·        طلبه؛ کسب مدرک تحصیلی و اعتبار اجتماعی

    ·        طلبه؛ تغییر رشته و انصراف از طلبگی

    طلبه؛ اخلاق و زی طلبگی

    ·        طلبه؛ بندگی و سلوک عبادی

    ·        طلبه و اخلاق فردی

    ·        طلبه و اخلاق اجتماعی

    ·        طلبه و جلوه‌های رفتاری (زی طلبگی)

    ·        طلبه؛ معاشرت با مردم و ارتباط با متن زندگی آنان

    ·        طلبه و رابطه با استاد

    ·        طلبه، انگیزش و حفظ نشاط

    ·        طلبه و نظم

    ·        طلبه و حفظ اعتدال

    ·        طلبه؛ عزلت‌گرایی و خلوت نشینی

    ·        طلبه؛ ساده‌زیستی، دنیادوستی و ثروت اندوزی

    ·        طلبه؛ تحمل سختی‌ها، و استقامت در زندگی

    ·        طلبه و بایسته‌های حجره‌نشینی

    ·        طلبه و بحران عاطفی

    طلبه و تصمیم‌گیری

    ·        طلبه؛ برنامه‌ریزی، مدیریت زمان و سبک زندگی

    ·         طلبه و مشکل تعارض ارشادات

    طلبه و فعالیت‌های علمی و آموزشی

    ·        طلبه؛ برنامه آموزشی و روند تحصیلی حوزه

    ·        طلبه و دانش‌های لازم

    ·         طلبه و قرآن (تجوید، قرائت، انس، حفظ، درک محتوا، تفسیر و ...)

    ·        طلبه و روایات

    ·        طلبه و علوم حوزوی؛ ادبیات عربی، منطق، اصول، فقه، عقاید، اخلاق و ...

    ·        طلبه و درس خارج

    ·        طلبه؛ دین‌شناسی و اجتهاد

    ·        طلبه؛ اطلاعات عمومی و علوم جدید

    ·        طلبه و تحصیل دانشگاهی

    ·        طلبه و علوم انسانی

    ·        طلبه؛ انتخاب درس و انتخاب استاد

    ·        طلبه و مطالعات جنبی و غیردرسی

    ·        طلبه و تدریس

    ·        طلبه و پژوهش

    ·        طلبه؛ تألیف و نگارش

    ·        طلبه؛ مکالمه عربی و زبان آموزی

    ·        طلبه، استعدادیابی و انتخاب رشته تحصیلی

    ·        طلبه و موسسات و مراکز تخصصی وابسته به حوزه

    ·        طلبه؛ اندیشه‌ورزی و تعمق

    ·        طلبه و آشنایی با منابع، متون درسی، خود‌آموزها؛ شروح و نقدها

    ·        طلبه و تحصیل جهشی و ارتقایی

    طلبه، روشها و مهارت‌های مورد نیاز

    ·         مهارت‌های نوشتاری

    ·         مهارت‌های تحصیلی

    ·        مهارت‌های تبلیغی

    ·      مهارت‌ها و ابزارهای نوین آموزشی، پژوهشی، تحصیلی، تبلیغی

    ·        طلبه و تکنولوژی آموزشی

    ·        طلبه؛ دروس غیرحضوری، مطالعاتی، آزاد، آموزش مکاتبه‌ای و نوار درسی

    ·        طلبه و آموزش اینترنتی و مجازی

    ·        طلبه؛ خرید و فروش کتاب، نوشت‌افزار و تهیه امکانات تحصیلی

    ·        طلبه و جامعه اطلاعاتی و الکترونیکی

    ·        طلبه و فعالیت‌های گروهی

    طلبه و خدمات فرهنگی

    ·        طلبه و کارآمدی

    ·        طلبه و مدیریت

    ·        طلبه؛ تبلیغ و فعالیت‌های فرهنگی

    طلبه و حوزه

    ·        طلبه و استفاده از شهریه

    ·        طلبه؛ مقررات حوزه و آیین‌نامه‌ها

    ·        طلبه؛ آشنایی با حوزه، رسالت‌ها و کارکردها

    ·        طلبه و اطلاع از جغرافیای انسانی و سازمانی، شخصیت‌ها و مراکز حوزوی

    ·        طلبه و انس با محیط حوزه

    ·        طلبه؛ مزایا، مشکلات و موانع، امتیازات و کاستی‌ها، قوت‌ها و محدودیت‌های حوزه

    ·        طلبه و تحول حوزه

    طلبه و مسائل اجتماعی سیاسی

    ·        طلبه؛ هوشمندی و بصیرت اجتماعی، درک شرایط روز، آگاهی از اطلاعات و توان تحلیل

    ·        طلبه و اندیشه امام و رهبری

    ·         طلبه و جامعه ولائی

    طلبه و فعالیت‌های غیردرسی

    ·        طلبه و فعالیت‌های اجرایی

    ·        طلبه و فعالیت‌های فصل تابستان

    ·        طلبه و اشتغالات غیرطلبگی

    ·        طلبه؛ محدودیت‌های اقتصادی و تأمین معیشت

    ·        طلبه و ثبت خاطرات

    طلبه؛ خانه و خانواده

    ·        طلبه و ارتباط با پدر و مادر و فامیل

    ·         طلبه و ازدواج

    ·        طلبه و دوران عقد

    ·         طلبه و تربیت فرزند

    طلبه و سلامت

    ·        طلبه و بهداشت

    ·         طلبه؛ تغذیه، خواب و استراحت

    ·        طلبه و ورزش

    ·        طلبه؛ اوقات فراغت، سرگرمی و تفریحات سالم[1]

    طلبه برای سامان بخشی به حیات صنفی خود و در جستجوی بهترین پاسخ برای این پرسش‏ها و ابهام‏ها باید از همان آغاز دست کم 30 عنوان کتاب، در اختیار داشته باشد تا از مطالعه آن‏ها به بینش جامع، آرامش صادق و حرکت مستمر دست یابد. از این رو همة اندیش‏مندان دلسوز را دعوت می‏کند تا دستاورد تلاش و تجربه و دانش و اندیشة خود را به صورت فراورده‏ای عام در معرض استفادة طلاب جوان قرار دهند و گفتگوی جدی پیرامون این قبیل موضوعات را پرشور و منتج سازند. آنچه در انتهای این مجموعه با عنوان «منابع بیشتر برای مطالعه» آمده، تقریبا تمام دارایی طلاب برای راه‌یابی، و خودآگاهی صنفی است که پس از جستجوی فراوان به دست آمده و فهرست شده است، اما بی‌تردید نیاز طلاب بسیار بیشتر از این مقدار است.

    مطلوب‌تر آن است که اندیشه‌های متفاوت و آرا و نظرات مختلف فرصت مقایسه و تضارب پیدا کنند و یکجا، جامع و در کنار هم بررسی شوند. برای این منظور لازم است در هر یک از موضوعات پیش‌گفته ـ یا دست‌کم در موضوعات فراگیر و یا مورد ابتلا ـ منابعی تخصصی فراهم‌ آید که با حوصلة کامل به ارائة دیدگاه‌های مختلف و طرح پشتوانه‌های نظری آنان بپردازد و طلبه را در داوری نهایی نسبت به آن آرا یاری کند. این چنین فراورده‌ای را می‌توان یک بولتن مرجع یا پروندة علمی دانست که پژوهش‌های بعدی به آن وابسته است. پدید آمدن چنین اثری؛

    1. دست‌یابی به آخرین دستاورد‌های مفید فکری را آسان و سرعت انتشار فکر و دانش را افزایش می‌بخشد.

    2. زمینة توصیه‌های پراکنده و بدون پشتوانه را از بین می‌برد.

    3. سطح عقلانیت، حکمت و تدبیر صنفی طلاب را بالا می‌برد.

    4. بستری برای غنی شدن مباحث و استمرار حرکت فکری ایجاد می‌کند.

    این بررسی‌ها دو گونه است؛ صورت اول این است که مسئله از نگاه مسئولان، متولیان، مدیران، کارگزاران، مراجع و خلاصه کسان مهم دیگر حل شود. در این بررسی، وظایف دیگران کشف می‌شود و انواع اقداماتی که آن دیگران در جهت اصلاح شرایط موجود می‌توانند انجام دهند پیشنهاد می‌گردد؛ اقداماتی که اگر صورت پذیرد زمینه رشد و تربیت بهینة طلبه فراهم‌تر و احتمال رسیدن او به اهداف بلند، بیشتر می‌شود. حاصل این بررسی‌ها مجموعه پیشنهادهایی است که باید به همان مسئولان و مدیران عرضه شود تا اگر فرصت مطالعه یا امکان و اختیار اجرای آن را داشته باشند، با اجرای آن امید بهبود وضع کنونی پدید آید. در این موارد تنها در صورتی مشکلات و محدودیت‌های ما کم می‌شود که دیگران اقدامی و حرکتی داشته باشند و به وظایف خود عمل کنند. اما اقدام و حرکت ما در رفع مشکل تأثیری ندارد. صورت دیگر، حل مسئله و ارائة راهکار برای شخص طلبه بدون در نظر گرفتن عوامل دیگر و ارادة دیگران است. در این نگاه فرض می‌شود که دیگران، برای طلبه هیچ اقدامی نمی­کنند و لااقل در زمان‌های نزدیک، وضعیت موجود تغییر چشمگیری نخواهد داشت، آنگاه وظیفة طلبه و مهم‌ترین یا مؤثرترین اقدامات او در چنین ظرفی ـ یعنی در حوزه ارادة او نه دیگران ـ کشف خواهد شود.

    در نگاه اول مشکل دیگران حل می‌شود اما در نگاه دوم مشکل طلبه مد نظر قرار گرفته است، از این رو توصیه‌های برآمده از این نگاه خطاب به شخص طلبه است نه دیگران. به او توصیه می‌شود که از همة دیگران قطع امید کند و انتظار یاری از آنان نداشته باشد و با استفاده از امکان و فرصتی که خود در اختیار دارد و در همین نظام آموزشی و پرورشی موجود با بهترین برنامه‌ریزی به بالاترین سطح شکوفایی دست یابد. گویا هر مشاوری در برخورد با مخاطب و مُراجِع خود چنین رویکردی را باید برگزیند. زیرا رویکرد اول از زبان مشاور، به احساس درماندگی و ابراز ناتوانی دامن می‌زند و جز معنای ناله کردن یا هم‌ناله شدن ندارد. اما رویکرد دوم جلوی نق و ناله را می‌گیرد و راه گشودن گره‌ها را به دست همت و اقدام و مجاهدت می‌نمایاند.

    اثر حاضر با چنین رویکردی نگاشته شده و به همین جهت تنها با طلاب مبتدی سخن می‌گوید. طلابی که توان یا شأن تأثیرگذاری در کلان نظام حوزه را فعلا به صورت مستقیم ندارند و از آنها انتظار یک اقدام عاجل برای اصلاح وضع موجود، در سطح حوزة بزرگ نمی‌رود.

    چند سخن در باب اقدامات تربیتی

    1. اهمیت، عظمت و ضرورت اقدامات تربیتی در محیط طلبگی ـ محیط زیست مؤثرترین عناصر در هدایت معنوی بشر و کارسازترین نیروها در جهت‏دهی دینی جوامع، و فضای رشد و پرورش سربازان امام زمان ‌ـ بر کسی پوشیده نیست. متولی رسمی این اقدام و پاسخ‌گوی مستقیم این مسئولیت سنگین، نهاد پرورشی مدارس و حوزه است.

    2. اساتید، مربیان، مسئولان، و طلبه‏های بزرگ‏تر با حساسیت و احساس مسئولیتی که نسبت به دردها و مشکلات طلاب جوان دارند هرگاه با یکی از موارد فوق از نزدیک مواجه شوند و طلبه‌ای را نیازمند رسیدگی و راهنمایی یابند، در حد امکان از هزینة توان و زمان و اندیشه دریغ نمی‏ورزند. اما اگر این حساسیت‏ها و احساس مسئولیت‏ها به سمت مشکلات «اساسی» و «فراگیر» جهت یابد، «کلیت فضا»ی طلبگی به نحو چشمگیری بهبود خواهد یافت، هرچند تا اصلاح «کل افراد» راهی طولانی باقی می‏ماند. لذا دستگاه پرورشی مدارس علمیه، همان‏گونه که به اقتضای وظیفة انسانی برای مشکلات شخصی طلاب جوان، دلسوزانه و مخلصانه تلاش می‏کند، باید به اقتضای وظیفة صنفی و موقعیت اداری خود برای مشکلات نوعی طلاب هم سرمایه‏گذاری کند.

    3. اقدامات تربیتی ـ همیشه و در طول تاریخ ـ با موانع درشتی مواجه بوده است. محدودیت امکانات مالی، نیروی انسانی، اندیشه‏های توانا، اختیارات قانونی و.. . موانع روشن و قابل پیش‏بینی هر اقدامی است. این محدودیت‏ها دایرة اختیار انسان را تنگ می‏کند اما هیچ‏گاه سلب اختیار نمی‏کند.

    «کمبود امکانات» هرگز بهانة موجهی برای ترک وظیفه محسوب نمی‏شود. هر گاه در دایرة اختیار محدود خود، خوب انجام وظیفه کنیم، فضای پیش روی ما بازتر و اراده و اختیار ما بیشتر خواهد شد. امام علی می‏فرمایند:

    التَلَطُّفُ فی الحیلَةِ أَجدی مِنَ الوَسیلَةِ[3]

    دقت و ظرافت در برنامه‏ریزی سودمندتر از (تهیة) امکانات است.

    آن کس که هنر استفاده از امکانات اندک موجود را ندارد، امکانات فراوان را نیز ضایع می‏کند و مهمل می‏گذارد.

    4. برای برنامه‏ریزی در حل مشکلات، بهره‏گیری از فکر و توان جمعی، کارگشاتر و مطلوب‏تر است. یک فرد با «اطلاعاتِ» اندک، «تحلیلِ» ناقص و «نگرشِ» غیرمطمئن، همیشه در معرض خطا و اشتباه است. بنابراین تشکیل جلسات پرمایة فکری، هم‏ردیف ارائة مشاوره و راهنمایی به فرد فرد طلاب و بلکه بسیار ارزنده‏تر از آن است. به واقع مشاوران و مربیان نیز، نیازمند رشد و دانش‌افزایی هستند که این نشست‌های گروهی زمینه آن را فراهم می‌سازد. محصول این نشست‏ها تنها یک بحث نظری یا تدوین یک مجموعه توصیه کلی نخواهد بود، بلکه مباحث نظری و بررسی‏های علمی باید مقدمة «برنامه سازی» و «ارائة طرح‏های عملی مؤثر» باشد و نهایتاً به اقدام و عمل پیوند خورد.

    5. این اصول، باید بر فعالیت‏های نهاد پرورشی حکومت کند.

    ـ عمومیت و فراگیری برنامه‏ها، آسیب‏شناسی کلی و راهنمایی عام، زمینه‏سازی‏های کلان نه برخوردهای موردی و شخصی.

    ـ استواری و استحکام برنامه‏ها بر اساس ضوابط متقن و تجربیات کارآمد.

    ـ پایداری و ماندگاری برنامه‏ها و استفادة بهینه از فرصت‏ها تا حد امکان. مانند ثبت کامل تجربیات.

    این مراقبت‏ها باعث می‏شود که فعالیت نهاد پرورشی مدارس علمیه بر سایر واحدها (واحد آموزشی، حضور و غیاب، امتحانات، خدمات و.. . ) ورود داشته باشد، یعنی حجم کار آن‏ها را کم و موضوع کارشان را محدود کند.

    6. در کنار فعالیت‏های عام تربیتی توجه ویژه به نخبگان (استعدادهای جوشان و اراده‏های بزرگ[4]) مقتضای حرکت عادلانه و عاقلانه است.

    7. طلبه باید از اعماق جان به توانایی خود و امتیازات منحصر به فرد نظام آموزشی و پرورشی حوزه واقف و مؤمن باشد و از روی عشق و بصیرت طلبگی کند ... . و تا رسیدن به چنین نقطه‏ای نیازمند راهنمایی و همراهی مربیان مهربان و کارآزموده است.

    8. در این میان بیشترین نقش تربیتی بر عهدة اساتید است. اساتید بزرگوار به جهت ارتباط مستمر با طلاب، زمینة تأثیر گسترده‏ای در اختیار دارند. خضوع طبیعی شاگرد در مقابل منزلت علمی استاد، به ضمیمة پای‏بندی به رعایت حرمت و ادب محضر او، عمق این تأثیر را مضاعف می‏گرداند. بر این پایه، لازم است اساتید محترم علاوه بر ساعاتی که به مراودات علمی با طلبه اختصاص می‏دهند، زمان درخوری هم برای نظارت بر امور تربیتی در نظر گیرند.

    9. در اجرای برنامه‏های تربیتی برای جوانان ـ پس از 14 سالگی ـ الزام، نتیجه موفقی ندارد. به جای سرمایه‏گذاری بر طراحی اهرم‏های الزام، می‏توان همت خود را بر تبیین صادقانه و قانع‏کننده (اعطای بینش) و انگیزه‏دهی متمرکز کرد. برای این منظور علاوه بر آگاهی و ایده‏بخشی، نوعی همراهی عملی، که بسترساز اجرا و موفقیت است باید ضمیمه گردد. مشاور باید صادقانه ـ نه بر اساس احساس مصلحت ـ به اقناع عقلانی مخاطب خود ـ نه صرفا نسخه‌نویسی و اصدار دستورالعمل ـ‌ بپردازد. خصوصا مخاطبی که بر اساس حدیث مشهور پیامبر اکرم در سنین وزارت ـ یعنی هفت سال سوم عمر خود ـ قرار دارد، و حق دارد که خود فکر کند و با کسب نظر مشاوره‌ای دیگران مستقلا تصمیم بگیرد.



    [1] کلمه طلبه که در آغاز هر یک از این موضوعات نهاده شده است، اشاره به این است که این موضوعات از منظر وظایف طلبه بررسی می‌شود. در غیر این صورت اگر به دنبال وظایف مدیران و مسئولان حوزه می‌بودیم باید پیشوند هر یک از این موضوعات را به جای «طلبه»، «حوزه» قرار می‌دادیم.

    [3]. غررالحکم: 4957.

    [4] نخبه کسی است که بتواند برجستگی خود را بدون ادعا با شخصیت خود، با هویت خود و با ذات خود به دیگران تفهیم کند. (مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای)‏

    محمد عالم‌زاده نوري  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %93
    تعداد آراء :
    1
    امتیاز شما :