حقیقت علم
علم در فرهنگ اسلامی دارای حقیقت و جوهری است و ظاهر و پوستهای؛ همه انواع علوم رسمی، پوسته و ظاهر دانش به شمار میروند و حقیقت دانش و معرفت چیز دیگری است؛ درک حقیقت هستی و فهم جایگاه او متناسب با ابعاد وجودی آن. در آیات و روایت، از هر دو گونه علم یاد شده و موقعیت هر یک به خوبی نمایانده شده است.
نکته مهمّ آنکه ارزش علوم رسمی در فرهنگ اسلامی با حقیقت علم مرتبط است؛ اینجا اگر جوهر علم موجود باشد، علم رسمی را در خدمت تکامل و سعادت انسان در میآورد و اگر جوهر آن موجود نباشد، علم رسمی آثار و مزایای خود را از دست میدهد، و حتی به عنصری متضاد با ارزشهای انسانی تبدیل میشود.
ارزش جوهر علم مطلق است و ارزش علوم رسمی مشروط؛ مشروط به اینکه در خدمت انسانیت باشد.. . و اگر بخواهد در خدمت انسانیت باشد، باید با جوهر علم همراه باشد.
قالَ رَسولُ اللَّهِصلی الله علیه وآله: إِنَّ مِنَ العِلمِ جَهلاً؛ [1]
برخی از انواع دانش در حقیقت جهل است.
قالَ عَلیعلیه السلام: رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ وَ عِلمُهُ مَعَهُ لاینفَعُهُ؛ [2]
چه بسیار دانشمندانی که نادانی آنها، آنها را کشته است و عملشان سودی به آنها نمیبخشد.
[1]العلم و الحكمه: 1927.
[2]العلم والحكمه: 1933.