دستهای از نیازهای طلبه در برنامه آموزشی حوزه بهخوبی تأمین میشود. اما رفع دسته دیگر به همت و تلاش شخصی خود او واگذار شدهاست. آگاهی از این مسئله، موجب میشود طلبه، چشم طمع از برنامهریزی دیگران بردارد، ابتکار عمل به دست گیرد، مردانه چارهای بیندیشد و اقدامی کند.
قدم اول در طراحی این برنامه تشخیص عناصر مورد نیاز است. این قلم، در این فراز به معرفی این عناصر میپردازد. اما ارزشگذاری، درجهبندی و توزیع آنها بر زمان در قالب یک برنامة جزئی فراخور این مختصر نیست، گرچه گاهی به آن پرداخته است.
هر انسانی در مسیر بندگی خدا و تلاش برای سربازی حضرت ولی عصر در ابعاد مختلف «باید» رشد کند و شکوفا شود؛ بُعد اخلاقی و معنوی ـ بعد علمی ـ بعد جسمی ـ بعد اجتماعی ـ بعد هنری ـ بعد حرفهای یا صنفی.
«باید»ی که در این جمله ادعا شده، اختصاصی به طلبه ندارد. هر انسان مسئولی در هر شغل و موقعیتی، اگر بخواهد خدمتگزار شایستهای برای پیشبرد اهداف دین باشد، باید بنای شخصیت خود را این چنین، جامع و متوازن و معتدل بسازد. از میان این ابعاد، رشد معنوی انسان، اصالت و ضرورت دارد، و رشد انسان در سایر ابعاد، باید در خدمت و به هدف رشد معنوی صورت گیرد.
ارتقای معنوی و تهذیب نفس، وظیفه طلبگی طلبه محسوب نمیشود؛ بلکه رسالت انسانی اوست. طلبه پیش از آنکه طلبه باشد یک انسان است. هر انسانی در هر صنف اجتماعی که خدمت میکند وظیفه تلاش برای کسب کمال روحی را برعهده دارد. این امانت، به دوش انسان با وصف انسان نهاده شده نه به دوش انسان با وصف طلبه.
البته قابل انکار نیست که طلاب علوم دینی به جهت نسبتی که با دین خدا، دارند، در بعد تهذیب نفس و عمل به آموزههای شریعت، مسئولیت بیشتری پیدا میکنند. عالم بدون تهذیب مرغ پر شکستهای است که بهزودی اسیر گرگ و روباه میشود. امام صادق به یکی از یاوران و شیعیان نزدیک خود فرمودند:
الحَسَنُ مِن کلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ مِنک أَحسَن، لِمَکانِک مِنّا. وَ القَبیحُ مِن کلِّ أَحَدٍ قَبیحٌ وَ مِنک أَقبَح، لِمَکانِک مِنّا[1].
کار خوب، از هر کس خوب است. اما از تو خوبتر است. به جهت نسبتی که با ما داری. کار بد، از هر کس بد است و از تو بدتر. به جهت نسبتی که با ما داری.
ارائه برنامه اخلاقی نیازمند بحث جداگانهای است که جزئیات آن با موضوع این گفتار تناسب ندارد و اما از آنجا که ارتباط مداوم با آثار اخلاقی، انگیزه و نشاط انسان را در حرکت به سوی کمالات معنوی تأمین و ناآگاهی و ندانمکاری او را کمتر میکند، بنا بر توصیه بزرگان، مناسب است این قبیل آثار، کتاب بالینی ما قرار گیرد. یعنی به هنگام خواب یا وقت مناسب دیگر در هر شبانهروز خود را موظف به مطالعة بخشی از آن بدانیم.
همچنین لازم است در هر شبانهروز، ساعتی برای خود قرار دهیم که در آن به خلوت و توجه بپردازیم. برنامه این ساعت ممکن است استغفار، دعا، نماز، مناجات، محاسبه، قرائت قرآن، یا توسل باشد. مناسبترین زمان برای این خلوت، سحرگاه است.
رشد شخصیت ما در هر یک از ابعاد ششگانه در گرو بهدست آوردن آگاهیهایی است. این آگاهیها باید بهمرور زمان در ذهن ما حضور یابد و پس از آن به دایره عمل نفوذ کند و به کار گرفته شود. در میان همه این آگاهیها به بیان تفصیلی یک مورد مهم میپردازیم.
نظام آموزشی حوزه در سالهای نخست، بیشتر تلاش میکند تا «تواناییها»ی لازم در جهت فهم عمیق دین را در اختیار طلبه بگذارد. طلبه در سال اول با دین خدا آشنا نمیشود؛ صرف میخواند. سال دوم، نحو و منطق میآموزد. سال سوم بلاغت در دستور کار اوست. پس از آن هم به آشنایی با فقه و اصول میپردازد و تا پایان دورة تحصیل، اگر به برنامة درسی حوزه اکتفا کرده باشد چندان با متن محتوای دین (جز در دایرة گزارههای فقهی) انس نمیگیرد.
اطلاعات دینی و مذهبی طلبهای که 10 سال در حوزه به متون رسمی اکتفا نموده با دوست دبیرستانی او که اکنون فارغ التحصیل دانشگاه است، چندان (یعنی متناسب با 10 سال تحصیل) تفاوت ندارد. زیرا منبع تغذیة فکری هردو مشترک بوده است: مجالس مذهبی، مطالعات شخصی، جلسات وعظ، رسانههای جمعی و.. .
تفاوت طلبه با این دوست دانشجو در آگاهیهای بالفعل نیست. یا دستکم به اندازه 10 سال اختلاف ندارند. تفاوت این دو، در تواناییها و قابلیتها است. طلبه، ابزارها و تجهیزات کارآمدی کسب نموده که برای آشنایی عمیق با دین خدا یا تحقیق در معارف دینی بسیار آمادهتر از دیگران است. هر دو در ابتدای مسیر قرار دارند. اما مَرکبی که طلبه در اختیار دارد سرعت و شتاب او را در حرکت آینده بسیار افزون خواهد نمود. به هرحال لازم است طلبه از ابتدای تحصیل، موازی با کسب توانمندیها و مقدمات، برای انس با متن پیام دین نیز تلاش کند. تعطیلات فراوان حوزه، فرصت بسیار مغتنمی برای تأمین این نیاز مهم است. کمبود این برنامه در فعالیتهای طلبه موجب دلسردی و یأس او از ادامه تحصیل حوزوی میشود.
برنامههایی که برای رفع این نیاز، پیشنهاد میشود اختصاصی به طلبه ندارد. دیگران نیز میتوانند برای تقویت بنیان اعتقادی و انس با پیام خدا، این برنامهها را در دستور کار خود قرار دهند ولی از آنجا که این برنامهها با نوع وظایف صنفی طلبه بسیار همخوان است طلبه موظف است بیش از دیگران این برنامهها را دنبال کند و مجاز است بخشی از زمان فعالیتهای صنفی خود را نیز برای آن قرار دهد.
فعالیت روزانة طلبه نباید از تدبر در آیات و یا مطالعة تفسیر خالی باشد. پیوند دائم طلبه با قرآن، شاکلة روحی و فکری او را بیمه و بهرة معنوی و معرفتی فراوانی نصیب او میگرداند. انس با قرآن نیاز دائمی طلبه است. البته این نیاز، در شرایط سنی و علمی مختلف، مراتب گوناگون دارد. رشد علمی طلبه، به او اجازه خواهد داد این انس را در مراتب بالاتر نیز تجربه کند.
فاقرؤوا ما تیسّر من القرآن[2]
گفتار پیشوایان معصوم، که در حدیث معروف ثقلین، همتراز قرآن معرفی گشتهاند، در شکل دهی به شخصیت اخلاقی و معنوی انسان بسیار مؤثر است. انس درازمدت با روایات و آشنایی با جغرافیای منابع دین، به مرور ما را با هندسه معارف دینی آشنا میکند و در فرهنگ آموزههای وحیانی پرورش میدهد.
پیشنهاد میشود برای این منظور، تعدادی از کتب روایی معتبر (مثل اصول کافی، نهجالبلاغه، تحفالعقول، غررالحکم، أمالی، خصال، توحید، میزانالحکمه و.. . ) با ترجمه فارسی در دسترس باشد و پیش از آغاز هر درس، مباحثه یا مطالعه، حتماً به تلاوت یکی دو حدیث اقدام شود. این التزام موجب میشود روزانه بیش از 5 حدیث، به آموختههای طلبه افزوده گردد که قطره قطره، به گردآوری ذخیره پربهایی برای او میانجامد. این فایده، غیر از بهرة نقدتری است که در کوتاهمدت بهدست میآید. گاهی آشنایی با فهرست موضوعات کتب روایی یا عناوین ابواب آن، تأثیر عمیقی در جهتگیری عملی انسان دارد. مثلاً دانستن این که در کتب حدیث، فصلی تحت عنوان «میانهروی در عبادت»[3] وجود دارد، در نوع برنامهریزی عبادی شخص تأثیر میگذارد. حتی اگر به محتوای آن آگاه نباشد. در غیر این صورت طلبه پس از 10 سال تحصیل، خود را از یک دور مطالعة نهجالبلاغه یا اصول کافی محروم و سرافکنده میبیند.
اساتید محترم نیز با التزام عملی خود به این برنامه در آغاز هر درس، تأمین بخشی از این نیاز را برعهده میگیرند و الگوی عملی شایستهای برای طلاب خواهند بود.
مطالعه آثار استاد، علاوه بر آشنایی با محتوای پیام دین که ضرورت زندگی طلبه است، ویژگیهای منحصر به فرد و فواید پیدا و پنهان دیگری دارد. از جمله این ویژگیها روان بودن بیان و قدرت ارائه فوق العاده استاد در تقریر مطالب، جامعیت، تنوع موضوعات، تحلیل محکم، قوت استدلال، عمق و انسجام درونی محتوا، اصالت و استناد به آموزههای دینی، اهمیت موضوعات، بهروز بودن مطالب و پاسخ گویی به پرسشهای نوین عصری است.
اینها ویژگیهایی هستند که همه یکجا در آثار استاد جمع شدهاند. به همین جهت در شرایط کنونی جایگزین دیگری برای آن نمیتوان ارائه داد گرچه پارهای از موضوعاتی که استاد در آن شرایط برای اولین بار بدان پرداخته بودند امروزه دارای منابعی غنیتر و رویکردهایی جامعتر است.[4]
برخی از فوایدی که بر این برنامه مطالعاتی مترتب میشود از این قرار است:
ـ اسلامشناسی جامع و اصیل و تقویت بنیان عقیدتی.
ـ توان پاسخ گویی به نیاز فکری نسل امروز.
ـ الگوگیری از شیوه تحلیل، سبک ارائه، نوع نگاه، روش مواجهه با اندیشههای مخالف و نقد سخن دیگران، حساسیت و تعهد اجتماعی و.. . که محصول معاشرت فکری با شخصیتی است که توانمندی علمی حوزوی را با زمانشناسی جمع کرده است.
برای بهرة بیشتر از این آثار پیشنهاد میشود سیر مطالعاتی از ساده به مشکل[5] محور کار قرارگیرد. البته اشتیاق و انگیزه شخصی در انتخاب کتابها، حتماً مورد نظر باشد. یعنی از فهرست کتب، اولین کتاب انتخاب و بررسی شود. اگر عنوان کتاب و مطالب آن مورد علاقه شخص نیست و چندان جلب توجه او را نمیکند، به کتاب بعد مراجعه شود در غیر این صورت همان کتاب بهخوبی مطالعه و حتماً خلاصهنویسی شود. مثلاً کسیکه فعلاً حوصله خواندن داستان راستان را ندارد به کتاب بعدی منتقل میشود.
آثار انتهای فهرست که کتب تخصصی و فنی استاد است[6] در این مرحله پیشنهاد نمیشود. مطالعه این کتب مقارن با تحصیل آن علوم سزاوارتر است.
***
طلبه اگر در برنامه خود برای آشنایی با محتوا و متن اندیشه دینی جایی باز نکند و به برنامه آموزشی رسمی، اکتفا نماید، پس از اندک زمانی احساس خسارت میکند و خطر دلسردی، ناامیدی و انصراف از ادامة طلبگی او را تهدید میکند. زیرا نه در کوتاه مدت به مطلوب خود از حوزه رسیده است و نه توان مواجهه با اجتماع و پاسخگویی به پرسشهای روز را دارد. نظام آموزشی حوزه بهجای دادن ماهی، در زمان درازی، ماهیگیری میآموزد و از این جهت انتقادی به آن وارد نیست. ولی نیاز امروز طلبه هم باید با تلاش خود او تأمین شود. با این فعالیتها توانایی و اطلاعات بالفعل طلبه به نحو هماهنگ رشد میکند و فشارِ کاری زیادی هم بر او وارد نمیشود.
حفظ تندرستی و نشاط جسمی، لازمه حرکت به سوی کمال است. به این منظور اهتمام به ورزش، استراحت کافی، تغذیه مناسب و حفظ بهداشت، ضروری است. طلبه باید برای انجام این وظیفه ضروری، آگاهیهای لازم را در هر مورد کسب کند و پس از آن به کار گیرد.
ارتباط با اجتماع ضرورت زندگی انسان است. در این ارتباط هم جامعه بر انسان اثر میگذارد و هم فرد فردِ انسانها ـ به اندازه ابعاد وجودی خود ـ بر جامعه.
وجود ذائقة جوشان و حس سرشار هنری که نشان از توازن و انسجام روحی دارد، موجب بهرهمندی شخص از مظاهر زیبایی و نوعی نشاط و انبساط خاطر میگردد. علاوه بر این بهرة شخصی از جلوههای هنر، فوران ذوق و سلیقه و نیز قدرت خلاقیت هنری از داراییهای ارزشمند یک طلبه است که در قلم و بیان او سرازیر میگردد و آثار علمی او را جان بخشیده و به جریان میاندازد. لذا تقویت لطافت روحی و ظرافت هنری تا اندازة ممکن در دستور کار او قرار میگیرد.
آنچه از ابتدای این فصل به آن پرداختهایم بیشتر ناظر به هویت صنفی طلبه و ممیزات او از دیگران است. در اینجا هم به محورهای عمدة رشد صنفی اشارهای
خواهیم داشت.
دستهای از مهارتها که بیشتر مربوط به فعالیتهای فرهنگی طلبه میشود عبارتاند از: نویسندگی، ویراستاری، پژوهش، سخنوری وخطابه، تبلیغ، مرثیه خوانی و..
برخی مهارتهای عمومی که فراگیری آن مفید و در کارآمدی طلبه مؤثر است: تجوید و قرائت قرآن، آشنایی عمومی با کامپیوتر و اینترنت، ماشیننویسی (تایپ) به عنوان قلم کتابت دنیای جدید، رانندگی وسایط نقلیه، فنون نظامی.
از میان همة فعالیتهای جانبی، تدریس علوم حوزوی مزیتی ویژه دارد. زیرا طلبه در ضمن تدریس به تعمیق اطلاعات و احاطه کامل بر آن علم دست پیدا میکند و ضمن تکرار آموزهها موضوعات گذشته را در ذهن خود تثبیت مینماید.[7] از این رو تدریس نسبت به سایر امور، رنگ تحصیلی بیشتری دارد و با هویت کاری طلبه، هماهنگتر است. لذا گفتهاند اگر امر بین تحصیل و تدریس دائر شود، تدریس مقدم است. زیرا تدریس، فرایند تحصیل را به سامان و نتیجه کامل میرساند.
فعالیتهای گروهی سه فایدة مهم دارد:
1 ـ بهرهگیری از علم و عقل دیگران.
2 ـ افزایش انگیزه
3 ـ افزایش توان
وقتی با دیگران همراه میشویم، در تصمیمگیریها توجه بیشتری به کار میگیریم. هر کس با آگاهیها و حساسیتهای خود نقطه خاصی را در موضوع مورد کاوش مینمایاند و اطلاعات و حساسیت خود را به دیگران انتقال میدهد. انباشته شدن این توجهات، تصمیم نهایی را بسیار دقیق و پخته میکند.
فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی از عمدهترین و در عین حال حساسترین فعالیتهای صنفی طلبه است که در دورة دوم حیات صنفی او یعنی دورة ثمردهی و خدمت رسانی ظهور مییابد، به جهت اهمیت فعالیتهای فرهنگی در فصل مستقلی به تفصیل بدان خواهیم پرداخت.
[1]. بحارالانوار ج 47، ص 349 و شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید ج 18، ص 205.
[2]. مزمل 73: 20.
[3]. اصول کافی ج2 ص 86، ونیز بحار الانوار ج 71. ص 209، باب الاقتصاد فی العباده.
[4]. در رتبه بعد از استاد شهید، آثار قلم و بیان مقام معظم رهبری آیه اللَّه خامنهای، دارای چنین ویژگیهایی است.
[5]. این سیر مطالعاتی در ضمائم همین کتاب آمده است.
[6]. از شماره 53 به بعد سیر مطالعاتی.
[7]. تواناییهای جانبی دیگری در ضمن تدریس بهدست میآید كه هر یك حایز اهمیت بسیار است.